سايت خبري تحليلي انديشه ها : ما بي‌تفاوت شده‌ايم؟ / واكاوي قتل زن جوان جلوي چشم مردم!
جمعه، 5 مرداد 1397 - 10:16 کد خبر:88097
سايت خبري تحليلي انديشه ها: جامعه > آسيب‌ها - صبح روز 22 تيرماه امسال جواني به نام پدرام با حضور در پليس آگاهي پايتخت اعلام كرد كه همسرش را روز چهارشنبه (20 تير جاري) در اسلامشهر به قتل رسانده و سپس تصميم گرفته خودش را به پليس معرفي كند.اين متهم پس از اعتراف به قتل همسرش بازداشت شد و به دادسراي امور جنايي تهران انتقال يافت. اما يكي از نكات تقريبا مهم اين ماجرا، وقوع آن در ميان انظار عمومي و در خياباني در اسلامشهر بود.

سايت خبري تحليلي انديشه ها: ايماني جاجرمي جامعه شناس شهري: شهروندان به لحاظ عصبي در وضعيت بي‌توجهي به محرك‌ها هستند حدود يك هفته پيش بود كه انتشار فيلمي از قتل يك زن توسط همسرش در خيابان، واكنش‌هاي بسياري را درفضاي مجازي برانگيخت. انتشار اين ويدئو در خبرآنلاين نيز با واكنش مخاطبان همراه شد. برخي به تحليل چرايي وقوع اين ماجرا و رشد خشونت در جامعه پرداختند و گروهي ديگر بي‌اعتنايي و بي تفاوتي شهروندان به بروز چنين خشونت‌هايي در فضاهاي شهري را مورد سوال قرار دادند. سوالي كه بيش از هرچيز ناظر بر نوع برخورد و واكنش مردم در حوزه عمومي و در واكنش به چنين اتفاقاتي است. اينكه چرا برخي از شهروندان در حاليكه شاهد درگيري و بروز خشونت در مقابل چشمانشان هستند، از هرگونه دخالت براي جلوگيري از يك اتفاق وحشتناك سر بازميزنند. آيا مي‌توان اين شكل از واكنش و برخورد با پديده‌هاي خشونت بار اجتماعي را نوعي بي‌تفاوتي اجتماعي نسبت به بروز خشونت و ادامه‌دار شدن روند آن دانست، يا اين نوع واكنش‌ها ريشه در ساختارهاي اجتماعي و سياسي دارد. به باور حسين ايماني جاجرمي جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، آنچه منجر به بي‌اعتنايي شهروندان نسبت به وقوع چنين پديده‌هايي در پيرامونشان مي‌شود ، تا حدود زيادي در مختصات زندگي شهري و كم شدن روابط اجتماعي منسجم ميان افراد ريشه دارد. او معتقد است طراحي برنامه‌ريزي‌ها و تدوين سياست‌گذاري‌هاي اجتماعي بايد به گونه‌اي باشد كه به سوي احياي «شهرهاي انساني» حركت كنيم . در اين شهرها، تقويت شبكه هاي مدني به بهبود روابط اجتماعي و كاهش اختلافات منجر به بروز خشونت دز فضاي عمومي، كمك مي‌كنند. ما هيچ، ما نگاه.. صبح روز 22 تيرماه امسال جواني به نام پدرام با حضور در پليس آگاهي پايتخت اعلام كرد كه همسرش را روز چهارشنبه (20 تير جاري) در اسلامشهر به قتل رسانده و سپس تصميم گرفته خودش را به پليس معرفي كند.اين متهم پس از اعتراف به قتل همسرش بازداشت شد و به دادسراي امور جنايي تهران انتقال يافت. اما يكي از نكات تقريبا مهم اين ماجرا، وقوع آن در ميان انظار عمومي و در خياباني در اسلامشهر بود. خيلي‌هايمان بارها در خيابان، شاهد صحنه‌هايي از نزاع و درگيري ميان يك زوج بوده‌ايم، اما يا با اين جمله مواجه شده‌ايم كه « دخالت نكنيد» يا بي‌تفاوت از كنار اين اتفاق گذشته‌ايم و يا منفعلانه نظاره‌گر اين صحنه بوده ايم. در صحنه قتل اين زن توسط همسرش نيز كه ويدئو آن همچنان در شبكه هاي اجتماعي موجود است، شهرونداني را مي‌بينيم كه مستاصل به جنازه زن نگاه مي‌كنند، و يا به حرفهاي همسرش بالاي جنازه او گوش مي‌دهند. اما چرا با وجود اينكه اين شكل عريان خشونت در خيابان به وقوع پيوسته هيچكس تلاش نكرد از وقوع آن جلوگيري كند و چرا ما اغلب نظاره‌گر خشونت‌هاي اجتماعي هستيم. تحقيقات اجتماعي نشان مي‌دهد ، علل و عوامل متعددي در بروز اين بي اعتنايي يا منفعل بودن نقش دارند. از ساختارهاي اجتماعي و اقتصادي كه شهروندان را به شدت از يكديگر دور مي‌كند تا عدم وجود حمايت‌هاي حقوقي از افرادي كه با مداخله در ماجراهايي از اين دست، تلاش مي‌كنند از وقوع خشونت‌هاي فاجعه‌بار بعدي جلوگيري كنند. «با هم غريبه‌ايم» دكتر حسين ايماني جاجرمي جامعه شناس و عضو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، معتقد است كه بي‌تفاوتي اجتماعي اگر به معناي بي‌تفاوتي مدني به كار رود، عدم دخالت در حوزه خصوصي افراد است و با توجه به رشد زندگي شهري قابل پيش بيني است و به صورت ناخودآگاه به بخشي از رفتار شهروندان تبديل مي‌شود. او به خبرآنلاين مي‌گويد: در كلان‌شهرها، احساس غريبه‌گي بين افراد بيشتر است. نمادها و ساختاري شهري نيز اين روند را تقويت مي‌كنند. از ايستگاههاي مترو تا ساير فضاهاي شهري ما كاملا با آدمهاي غريبه برخورد داريم ولي آنچه موضوع بحث ماست، بي‌اعتنايي اجتماعي و عدم دخالت افراد در مواجهه با پديده‌هايي است كه در حوزه عمومي اتفاق مي‌افتد. زيمل (جامعه شناس كلاسيك) در مقاله معروفش با عنوان «كلانشهرها وحيات ذهني» از احساسي به نام «احساس بلازع» سخن مي‌گويد. او توضيح مي‌دهد كه وجود محرك‌هاي مختلف در زندگي كلانشهري، شهروندان را به لحاظ عصبي در وضعيتي قرار مي‌دهد كه بعد از مدتي ياد مي‌گيرند كه به هر محركي پاسخ ندهند. جاجرمي اضافه مي‌كند: به عقيده زيمل اين نوعي تطبيق عاطفي و رواني شهروندان براي زندگي در محيط‌هاي شهري است. در جوامع كوچك مثل شهرهاي كوچك و روستاها، آدم‌ها و محرك‌ها آشنا هستند و زندگي در يك روند روزمره‌اي تكرار مي‌شود، اما در محيط‌هاي بزرگتر و كلان‌شهرها به اين شكل نيست. هر فرد غريبه براي شما يك محرك است و شما نمي‌توانيد به همه آنها واكنش نشان دهيد. بنابراين به صورت ناخودآگاه خصلتي در رفتار فرد به وجود مي‌آيد كه سعي مي‌كند اين محرك‌ها را ناديده بگيرد. اين ويژگي كه به نوعي سازوكار دفاعي افراد در زندگي كلانشهري است در جاهايي كه اتفاقات اين چنيني ميافتد و لازم است افراد مداخله كنند طبق روال قبلي عمل مي‌كند. بنابراين مي‌بنيم كه افراد مثلا در مواجه با اتفاقي مثل قتل اين زن توسط همسرش از اين سازوكار استفاده مي‌كنند. چون شما به عنوان شهروند، به اين نظم اجتماعي كه محصول زندگي شهري است، عادت كرده‌ايد كه سرتان به كار خودتان باشد و با ديگران وارد تعامل اين‌چنيني نشويد. مردم از پيامدهاي حقوقي مداخله، مي‌ترسند جامعه شناس، كنشگري افراد در رويدادهايي مثل جلوگيري از بروز خشونت در زندگي شهري را در صورتي ممكن مي‌داند كه به عنوان يك شهروند با عاملان آن درگيري، نسبت يا آشنايي داشته باشند. جاجرمي در اين‌باره مي‌گويد: بارها ديده‌ايم كه در شهرهاي كوچك يا در روستاها كه روابط افراد به هم پيوسته‌تر است، اگر دعوايي رخ دهد سايرين در دعوا مداخله مي‌كنند و دلايل اختلاف را هم مي‌دانند اما در محيط هاي شهري اصلا نمي‌دانيد قضيه چيست و از طرفي سطح آگاهي افراد نيز در اين محيط ها نسبت به عواقب حقوقي اين دخالت‌ها بالاتر است. به باور اين استاد دانشگاه وقتي هر عمل اجتماعي داراي پيامد حقوقي است، ترس از اين پيامدها باعث مي‌شود مردم از ورود به رويدادهاي اين‌چنيني پرهيز كنند. جاجرمي ادامه مي‌دهد: در مساله رساندن مصدوم به بيمارستان، ترس از بازخواست شدن باعث شده مردم در جايي كه مي‌توانند كمك كنند، از ارائه كمك خودداري كنند. گرچه گروهها و افرادي در جامعه وجود دارند كه داوطلبانه وارد چنين فرآيند‌هايي مي‌شوند و سختي‌هاي آن را هم تحمل مي‌كنند اما شرايط سخت زندگي در جامعه امروز به اندازه‌اي افراد را درگير كرده كه همه افراد ظرفيت وارد شدن به چنين جريان‌هايي را كه داراي پيامدهاي حقوقي است، نداشته باشند. مهاجرت و تعميق حس غريبه‌گي بين شهروندان جاجرمي بر اين باور است، برنامه‌ريزي و طراحي سازوكارهاي نظارتي تا حدي مي‌تواند اين مشكل را برطرف كند. او اضافه مي‌كند: در حال حاضر در برخي جوامع، برنامه ريزان و سياستگذاران اجتماعي به طراحي هاي محيطي روي آورده‌اند كه طي آنها جرائم اجتماعي كاهش يابد. از دوربين‌هاي شهري و رصد اتفاقات تا ارتقاء سطح مددكاري اجتماعي از جمله اين برنامه‌ريزي‌هاست. اين استاد دانشگاه معتقد است جريان‌هاي مهاجرت گسترده بر تعميق حس غريبه‌گي بين شهروندان يك جامعه اثر مي‌گذارد. جاجرمي اضافه مي‌كند: همين مورد قتلي كه اشاره كرديد در اطراف تهران و در خيابان رخ داده، تا حدي نشان‌دهنده رهاشدگي افرادي است كه در حاشيه مانده‌اند. در چنين فضايي ساختار باثبات روابط بين فردي بيشتر از بين ميرود و آدمها به دليل دور بودن از نظارت شهري، هيچ مرجع و پناهي را هم نمي‌توانند پيدا كنند تا از آنها در مقابل بروز خشونت يا در مواجهه با آن حمايت كند. نقش مهم گروه‌هاي محلي در انسجام اجتماعي تقويت سرمايه‌هاي اجتماعي و ارتقاء سطح فعاليت‌هاي گروهي و داوطلبانه نكته ديگري است كه براي برون رفت از بحران بي‌اعتنايي‌اجتماعي بايد مورد توجه جدي قرار گيرد. جاجرمي معتقد است ، كمبود شبكه‌هاي مدني و عدم تقويت روابط درون گروهي در نهايت به رشد سرمايه اجتماعي كه ناظر بر وجود شهروندان آگاه و مسوليت‌پذير است، آسيب ميزند. او با اشاره به ويدئو كشته شدن زن توسط همسرش در خيابان مي‌گويد: خشونت‌هايي از اين دست كه در فضاي عمومي اتفاق مي‌افتد، نشان مي‌دهد كه اگر آنها به يك گروه اجتماعي يا جمع‌هاي خانوادگي يا گروههاي محلي متصل بودند و از مشورت آنها بهره‌مند مي‌شدند، به اختلافات‌شان رسيدگي مي‌شد. عضو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران به نكته مهمي در اين خصوص اشاره مي‌كند و اضافه مي‌كند: من فكر مي‌كنم يكي از غفلت‌هايي كه ما در سياستگذاري‌هاي اجتماعي و برنامه‌ريزي‌هاي شهري در طي سالهاي گذشته داشتيم اين بود كه به «محله» به عنوان يك واحد اجتماعيِ خيلي مهم بي‌توجهي كرديم. بنابراين عملا شهروندان را به حال خود رها كرده‌ايم. در حاليكه همين داوري‌ها و راهنمايي‌هاي درون گروهي خيلي وقت‌ها مي‌تواند به بسياري از اختلافات پايان دهد. او اضافه مي‌كند: اگر عضو شبكه‌هايي با سرمايه اجتماعي خيلي بالا باشيم، خود اين شبكه‌ها مي‌توانند كمك كنند تا كار افراد به مراحل بدتر خودآزاري و دگرآزاري و غيره نرسد. جاجرمي بر اين باور است كه گرچه بي‌تفاوتي مدني داراي جنبه‌هاي مثبتي مانند احترام به حريم شخصي افراد و عدم دخالت در حوزه خصوصي است، اما از جمله ابعاد منفي آن بي اعتنايي شهروندان در چنين وقايعي است. او مي‌گويد: در كنار اين ويژگي مثبت كه همه افراد خواهان آن هستند، اين نوع بي تفاوتي ابعاد منفي هم دارد كه مي‌توان با طراحي برنامه ريزهاي شهري و سياستگذاري‌ها و نظارت‌هاي اجتماعي آن را تعديل كرد. مثلا به جاي اينكه اينقدر فضاهاي غريبه و بيگانه مثل بزرگراه‌ها و غيره در شهرها درست كنيم كه به واسطه دور شدن محل كار از محل زندگي يا تسلط خوردو بر زندگي هاي شهري به وجود آمده به سمت سياست‌هايي برويم كه «شهر انساني» را تصوير مي‌كنند. به سمت شهرهايي كه پياده محور هستند و شهرسازيِ «محله مبنا» تا صميمت و آشنايي و علاقه مندي را بين افراد مجددا احيا كنند.