سايت خبري تحليلي انديشه ها : حاجي‌بابايي: اصولگرايان و اصلاح‌طلبان از خود عبور كرده‌اند
دوشنبه، 24 دی 1397 - 11:10 کد خبر:90067
سايت خبري تحليلي انديشه ها: حاجي‌بابايي گفت: اصولگرايي و اصلاح طلبي تمام نشده است بلكه اصولگرايان و اصلاح طلبان از اصولگرايي و اصلاح طلبي عبور كرده اند و آنها هستند كه ديگر اصولگرا و اصلاح‌طلب نيستند.

سايت خبري تحليلي انديشه ها:

 

حاجي‌بابايي: اصولگرايان و اصلاح‌طلبان از خود عبور كرده‌اند

حاجي‌بابايي گفت: اصولگرايي و اصلاح طلبي تمام نشده است بلكه اصولگرايان و اصلاح طلبان از اصولگرايي و اصلاح طلبي عبور كرده اند و آنها هستند كه ديگر اصولگرا و اصلاح‌طلب نيستند.


فائزه عباسي: آرايش فضاي سياسي كشور مستعد تغيير و تحول است. جناح بندي اصولگرايي و اصلاح طلبي ديگر قوام و دوام گذشته را ندارد و گرايش و تمايل به استقلال رويه در تصميم گيري جزء تمايلات سلايق مختلف محسوب مي شود. موضوعي كه آن را با حميدرضا حاجي بابايي رئيس فراكسيون اصولگرايان مجلس درميان گذاشتيم. او معتقد است: اصولگرايي و اصلاح طلبي تمام نشده است بلكه اصولگرايان و اصلاح طلبان از اصولگرايي و اصلاح طلبي عبور كرده اند و ديگر اصولگرا و اصلاح طلب نيستند.

مشروح گفتگوي خبرآنلاين با حميدرضا حاجي بابايي را در ادامه بخوانيد.

****

امروز در فضاي سياسي كشور مطرح مي شود كه جناح بندي براساس اصولگرايي و اصلاح طلبان پاسخگوي انتظارات مردم نيست، آيا به نظر شما بايد منتظر جريان سوم بود؟

به نظر من اصولگرايي و اصلاح طلبي تمام نشده است بلكه اصولگرايان و اصلاح طلبان از اصولگرايي و اصلاح طلبي عبور كرده اند و آنها هستند كه ديگر اصولگرا و اصلاح طلب نيستند. مردم معيارهايشان تغيير نكرده است. آنها مسئولي را كه اشرافي نباشد، خدمت گذار باشد، در خدمت مردم باشد رانت استفاده نكند و تماما در اختيار مردم باشد و از باندبازي و گروه‌بازي بپرهيزد حمايت مي‌كنند. اين چيزي نيست كه بتوان از آن عبور كرد. لذا ايراد جاي ديگري است.

شما مي‌گوييد اصلاح‌طلبان و اصولگراها از اصولگرايي و اصلاح طلبي عبور كرده‌اند، بر چه اساسي چنين بحثي را مطرح مي‌كنيد درست‌تر بگويم چرا اين عبور اتفاق افتاده است؟

بعضي ها ذائقه‌شان تغيير كرده است، برخي تصور كرده اند در گذشته به آنها ظلم شده است و حال بايد به خودشان بپردازند؛ برخي هم انقلابي‌گري‌شان تغيير كرده است. مردم به دنبال افراد انقلابي هستند چپ و راست هم ندارد.

تعريف انقلابي بودن چيست؟

انقلابي يعني فردي كه صادقانه براي مردم و در ميان مردم و براي آنها كار مي‌كند. انقلابي يعني فردي كه به سمت اشرافي‌گري نمي‌رود و طبقه‌اش را از مردم جدا نمي‌كند. مردم به دنبال افرادي هستند كه در تلاشند آرمان‌هاي انقلاب محقق شود حال اينكه گرايشش چيست اهميتي ندارد. افرادي اين مولفه‌ها را از دست داده اند اين درحالي است كه همه چيز زنجيروارد بهم وصل است.

روي سخن شما فقط با اصلاح‌طلبان است يا اصولگرايان هم در اين جريان نقش دارند؟

ما هر گروهي در كشور داريم، وقتي خوب به آنها دقت مي‌شود مي‌بينيم بعضي هاشان از جايگاه اصلي خود عبور كرده اند و چون اين اتفاق رخ داده مردم هم به آنها اعتقاد و اعتمادي ندارند.

با اين حساب سرنوشت انتخالات 98 چه خواهد شد؟

به نظر من در سال 98 مردم به كارآمدي، سلامت و صداقت و انقلابي بودن راي مي‌دهند.

شما مي‌گوييد اصلاح طلبان و اصولگرايان در جايگاه اصلي خود نيستند و تشخيص آنها سخت شده است؟

منظور من بيشتر افراد است نه جريان‌ها.

اين يعني فاصله گرفتن از احزاب؟

اولا احزاب بايد خود را بازسازي كنند يعني با يك آسيب‌شناسي ايراددات‌شان را مشخص و در جهت رفع آن تلاش كنند و سپس با يك رويكرد قوي‌تر خود را در معرض انتخاب قرار دهند.

الان اين بازسازي در جريان اصولگرايي اتفاق افتاده است؟

بحث من اصولگرايي و اصلاح‌طلبي نيست بلكه من تلاش دارم يك تصوير كلي نشان دهم. من مي‌خواهم بگويم برخي از مسئولان از نظام، مردم و .. فاصله گرفته‌اند.

حرف شما قبول، اما اين موضوع كه ما به افراد منهاي احزاب نگاه كنيم نمي‌تواند توجيه پذير باشد چراكه اين احزاب قوي هستند كه بايد افراد را پاسخگو كنند.

مشكل اينجاست كه ما احزاب قوي نداريم اگر احزاب قوي داشتيم در زمان انتخابات در برنامه‌هاي صدا و سيما شركت مي‌كرد و رسما اعلام مي‌كرد براي اقتصاد، فرهنگ و سياست خارجي  فلان برنامه را دارم نه اينكه هر موجي درست شد سوار آن بشود و پس آن هم به سرعت پياده شود.

موقع انتخابات همه شعار مي‌دهند ما چنين و چنان هستيم. مثلا نمي‌گويند مي‌خواهيم آموزش و پرورش را خصوصي كنيم و حقوق معلمان را كم يا زياد كنيم اما وقتي راي آوردند اين ‌كار را انجام مي‌دهند.

از جمله موضوعات ديگري كه در جامعه مورد توجه است و مردم پيگير آن هستند وضعيت ايران در FATF است، از مهلت چهارماهه FATF به ايران، تنها يك ماه مانده...

ما بايد بر اساس مهلت چهارماهه آنها تصميم بگيريم يا بر اساس وضعيت خودمان؟

درست است درنظر گرفتن وضعيتمان مهم‌تر است اما آيا مي‌توان نسبت به موضوعات بين‌المللي بي‌تفاوت بود؟

به هر  حال شوراي نگهبان آن را برگرداند و امروز در دستوركار رسيدگي مجلس قرار دارد.

چندين ماه است تصميم گيري در اين رابطه با يك تعللي مواجه بوده چه كسي بايد پاسخگو باشد؟

هنوز تا آخر بهمن زمان باقي مانده است. اصلا چه مشكلي پيش خواهد آمد؟

به هر حال ما نياز به مبادلات بانكي داريم و نمي‌توان نسبت به اين موضوع بي‌تفاوت بود.

ما در طول اين 40 سال خيلي از اين مصوبات داشتيم، تا گفتند پولشويي تصويب كرديم تا گفتند پالرمو آن را هم تصويب كرديم، يا برجام بلافاصله تصويب كرديم. كدام يكي از اينها كمك ما كرد؟ ما از همين الان بايد فكر آن يكي باشيم كه مي‌خواهند بياورند.

با اين حساب اگر اين لوايح به موقع نرسيد و مشكلاتي براي كشور به وجود آمد، تبعات اين تعلل را چه كسي بايد پاسخ بدهد؟ شما به عنوان مخالف تبعاتش را مي پذيريد؟

امروز مني وجود ندارد، اين يك تصميمي است كه مجلس گرفته و مجلس هر رايي داد بايد پاسخ گو باشد.