سايت خبري تحليلي انديشه ها : طلبه‌اي كه قم را ترك كرد و دوره‌گرد شد!
شنبه، 25 اسفند 1397 - 12:56 کد خبر:90954
سايت خبري تحليلي انديشه ها: اسماعيل آذري‌نژاد از آن دسته روحاني‌هايي است كه هم‌زمان با حضور در مسجد و حوزه علميه، در بطن جامعه هم فعاليت پُر رنگي دارد. او سالهاست با زيرپا گذاشتن كوه‌ها و دره‌ها، كتاب و قصه را براي بچه‌هاي روستاهاي دورافتاده هديه مي‌برد.

سايت خبري تحليلي انديشه ها:

 


طلبه‌اي كه قم را ترك كرد و دوره‌گرد شد!

 

نخستين‌ بار كه با تلفن همراه او تماس گرفتم، اين پيام را شنيدم: «مشترك مورد نظر خارج از محدوده سرويس مي‌باشد، لطفا بعدا تماس بگيريد». بعدها هم اين پيام را بارها شنيدم، به ويژه هر وقت روزهاي پنجشنبه و جمعه به او زنگ مي‌زدم.

براي كسي كه بيشتر وقت آزاد خود را در كوه‌ و كمر و جاهاي دورافتاده مي‌گذراند، اين‌كه گوشي‌اش خارج از محدوده سرويس باشد، طبيعي است. او انگار زندگي نياكان كوچ‌رو خود را دنبال مي‌كند؛ عشايري كه كوه‌هاي زاگرس جنوبي و دشت‌هاي فارس و خوزستان را با خانواده زير پا مي‌گذاشتند و زندگي‌شان در رفتن و سفر معنا مي‌شد.

اسماعيل آذري‌نژاد هم كه از قوم لر است، بخش زيادي از زندگي‌اش در راه و سفر معنا پيدا كرده؛ از چند سال پيش كه قُم و ميز كار پژوهشي و علمي در آن شهر را ترك كرد، يك‌جانشيني را رها ساخته و هميشه به همراه همسر و دو فرزندش در حال رفت و برگشت از دهدشت به روستاهاي اطراف است. او فروشنده دوره‌گردي است كه براي كودكان سرزمين خود، به رايگان، قصه مي‌فروشد؛ كالايي كه متاسفانه اين روزها فروشندگان و خريداران كمي دارد.

از روزنامه گاردين تا خبرگزاري‌هاي داخلي

اينك در سن ۳۹ سالگي، آذري‌نژاد روحاني شناخته‌شده‌اي است، نه به‌خاطر موضع‌گيري‌هاي سياسي يا سخنراني‌هاي آتشين، بلكه چون يك فعال فرهنگي است و بيشتر وقت و توانش را صرف قصه‌خواني براي كودكان، رسيدگي به امور مدارس روستاهاي دورافتاده و اصلاح برخي از امور اجتماعي و اقتصادي مناطق محروم مي‌كند.

با اين‌كه روزنامه گاردين انگلستان، چند رسانه از كشورهاي منطقه و تعدادي از خبرگزاري‌هاي داخلي با او گفت‌وگو كرده‌اند، اما آذري‌نژاد خودش يك رسانه است و با استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي چون توييتر و اينستاگرام، نظرها و فعاليت‌هاي خود و البته كمبودها را منتشر مي‌كند. چهره‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي زيادي او را در فضاي مجازي دنبال مي‌كنند و در بسياري از موارد به مطالب او واكنش نشان مي‌دهند؛ از جمله آذري جهرمي، وزير ارتباطات كه همين چند روز پيش، پيگير توييتي از اين روحاني شد كه دردِدل اهالي روستاي دره‌گل را درباره آنتن ندادن تلفن همراه، بازتاب داده بود.


اسماعيل آذري‌نژاد در حال قصه‌گويي در جمع كودكان روستايي

آذري‌نژاد، اگرچه متولد بهبهان (خوزستان) است، اما سالهاست در دهدشت زندگي مي‌كند؛ شهري در كهگيلويه و بويراحمد كه يكي از استان‌هاي دورافتاده و محروم كشور است. او دوره كودكي و نوجواني‌اش را در همين استان گذرانده، درس خوانده و كتاب‌خوان شده است.

او در اين‌باره مي‌گويد: «متاسفانه شهر و استان ما، منطقه‌اي محروم است، زماني كه من كودك بودم، وضع از اين هم بدتر بود. پدر و مادرم بي‌سواد بودند، اما شوهرعمه‌ام كه معلم بود، نخستين جرقه‌هاي علاقه به كتاب را در من زد. آقاي محبي‌فر كه فاميل و هم محله‌اي ما بود و در مسجد فعاليت داشت به علاوه يكي از معلمانم، به آتش اين اشتياق دميدند تا برچسب «نوجوان كتابخوان» بر من زده شد.»

آذري‌نژاد سال‌ها بعد به قم رفت و در حوزه علميه درس خواند و هم‌زمان مدرك ليسانس جامعه‌شناسي و فوق‌ليسانس عرفان را هم از دانشگاه گرفت. با اين‌كه كاري پژوهشي و علمي به او واگذار شد، اما انگار روحش در كوچه پس‌كوچه‌هاي دهدشت جا مانده بود. خاطراتي را به ياد مي‌آورد كه هميشه با يك رايحه همراه بود؛ عطرِ كاغذ كتاب. او رويايي داشت كه بايد به دنبالش مي‌رفت؛ زندگي در كنار مردم محروم منطقه كهگيلويه و هم‌فكري و همراهي با آنان براي حل مشكلات فرهنگي و براي رسيدن به اين هدف چه روشي بهتر از گسترش كتابخواني و خرد ورزي بود.

ما روحانيون دين‌گريز شده‌ايم، نه مردم

اين بود كه به پُشتِ ميز نشيني پُشت‌پا زد و به دهدشت بازگشت. او درباره اين تصميم خود مي‌گويد: «نمي‌خواهم درباره ديگران قضاوت كنم، اما خودم در يك مرحله‌اي با اين پرسش اساسي روبه‌رو شدم كه در قم چه مي‌كنم. اين‌كه در قم بمانم به اين نيت كه كفايه بخوانم و به مقام مجتهدي برسم، تمام رسالت و هدف من از طلبه شدن بود؟ در حالي‌كه مساجد و مدارس روستاهاي كهگيلويه و بوير احمد خالي از طلبه است، آيا جايز بود در قم بمانم؟ مگر مي‌شود در كنار مردم زندگي نكرد و راه‌حلي براي مشكلات فرهنگي، معنوي و اجتماعي آنان يافت؟»

نقطه عطف زندگي اين روحاني، همين‌جا بود؛ وقتي مطمئن شد نشستن يك طلبه در پشت يك كامپيوتر، تبليغ ديني نيست. او تصميمش را گرفت؛ برگشتن به استان كهگيلويه و بويراحمد، جايي كه ۹۰ درصدِ ۱۸۰۰ روستايش امام جماعت ندارند و شرايط ساختماني و آموزشي مدارسش درست و كارآمد نيست.


قصه‌گويي در مسجد به‌جاي سخنراني روي منبر

او با صراحت بيشتر، درباره نقش روحانيون در جامعه و دليل تصميمش را اين‌گونه توضيح مي‌دهد: «برخي مي‌گويند مردم دين‌گريز شده‌اند، اما به نظر من، دين‌گريزي از جانب ما روحانيون بوده است نه از جانب مردم. ما از دين گريزان شده‌ايم و به سراغ كارهاي اداري و فعاليت‌هاي سياسي رفته‌ايم، براي مثال در انتخابات بلندگو برداشته‌ايم و براي يك شخص و كانديدا شعار داده و تبليغات كرده‌ايم. همه اين‌ها موجب شده است تا از اصل دين و وظيفه طلبگي دور شويم.»

قصه‌گويي به‌جاي سخنراني روي منبر

وقتي آذري‌نژاد به دهدشت برگشت، اگرچه امام جماعت يكي از مساجد شد و تدريس در حوزه علميه كوچك شهر را آغاز كرد، اما هدفي بزرگ‌تر را در سر مي‌پرورانيد؛ گسترش كتابخواني در ميان مردم و به ويژه كودكان و نوجوانان. براي همين بعد از برگزاري نماز جماعت، به‌جاي سخنراني، حلقه‌ كتاب‌خواني و قصه‌خواني راه انداخت. بعد از مدتي شروع به امانت دادن كتاب به علاقه‌مندان كرد و اين كار را گسترش داد و به روستاهاي دور افتاده كشاند.


آذري‌نژاد با اين وانت، به همراه خانواده خود به كوه و دشت مي‌زند و اقلام فرهنگي را به روستاهاي دورافتاده مي‌برد

اين‌گونه بود كه سفرهاي دور و دراز او به روستاها آغاز شد؛ يك روحاني كه صندوق عقب ماشين‌اش را پر از كتاب مي‌كرد و بيشتر وقت‌ها همراه همسر و دو فرزندش (حسين و ارغوان) به دل كوه و دشت مي‌زد. در آغاز چون نفوذ به دل روستاها و دل كودكان روستايي سخت مي‌نمود، براي همين او از كليد بازي و شادي استفاده كرد تا درها و قفل‌ها را بگشايد. همچنين تلاش كرد با جلب اطمينان بزرگ‌ترها و به ويژه مادران، مشاركت آنان را جلب كند.

اين مدرس حوزه درباره موانع پيشِ روي خود براي جلب نگاه كودكان روستايي به كتاب و كتابخواني مي‌گويد: «در مناطق روستايي كهگيلويه، بچه، چه پسر يا دختر، يك نيروي كار است، از همان كوچكي بايد بلوط چيني را انجام دهد و در ادامه موظب بزها باشد و چوپاني كند. رنج‌ها و اشتغالات روزمره، شادي را از آنان مي‌گيرد و پدر و مادرها هم نمي‌توانند وقتي براي كودكان بگذارند. براي همين نخستين تلاش من اين بود تا با ايجاد شادي و بازي، راهم را به قصه‌گويي و كتابخواني باز كنم.»

محتواي ديني خوب داريم اما كتاب داستاني خوب نه

او درباره اهميت قصه‌گويي و نقش آن در ترويج عقل‌گرايي و ترويج روحيه مدارا مي‌گويد: «در قرآن، خدا خطاب به پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «قصه بخوان تا به تفكر ترغيب شوند». براي همين من هم از در قصه‌گويي وارد شدم تا با بچه‌ها گفت‌وگو كنم. با مفاهيم قصه، بچه‌ها را ترغيب مي‌كنم تا فكر كنند. اين روش پرورش فكر است براي عبور از ظاهر و رسيدن به عمق مطلب و اين‌كه كودكان از همان سن كم عادت به گفت‌وگو پيدا كنند. صلح و امنيت حاصل نخواهد شد مگر با همدلي، همفكري.گفت‌وگو و تحمل نظر مخالف، ضرورت نسل آينده است.»


بحث و گفت‌وگو پس از خواندن هر كتاب يا قصه، براي تمرين تحمل نظر مخالف

از آذري‌نژاد مي‌پرسم به عنوان يك روحاني، بيشتر به سراغ كدام كتاب‌ها يا قصه‌ها مي‌رود، آيا فرقي بين آثار ايراني و خارجي و مذهبي و غير مذهبي مي‌گذارد. او در پاسخ خيلي ساده و كوتاه مي‌گويد: «هر كتاب يا داستاني كه براي بچه‌ها خوب باشد، فرقي ندارد داخلي باشد با خارجي.»  

در ادامه توضيح مي‌دهد: «متاسفانه با اين كه محتواي ديني خوبي داريم، اما كتاب‌هاي داستاني خوبي در اين زمينه نداريم. براي همين دستم در انتخاب كتاب‌هاي مذهبي بسته است. متاسفانه بي‌توجهي به محتواي ارزشمند مذهبي و ديني‌مان، باعث شده كتاب‌هاي داستانيِ خوب كه در اندازه استانداردهاي جهاني باشند، كم داشته باشيم.»

كودكي را در بچه‌ها مي‌كشيم

يكي از راه‌هايي كه آذري‌نژاد مي‌توانست ارتباط مستقيمي با بچه‌ها پيدا كند، به واسطه مدارس بود. او به سراغ مديران و معلمان مدارس كوچك و دورافتاده رفت تا از آنان كمك بگيرد. اگرچه بسياري از معلمان با او در اين راه همراه شده‌اند، اما به نظرش مشكلات ساختاري و زيربنايي آموزش و پرورش، خودش يك مانع بزرگ بر سر راه شادي، مطالعه و رشد كودكان است.

او در اين باره مي‌گويد: «نگاه به آموزش و پرورش در كشورمان، سرمايه‌اي نيست و بيشتر آن را مصرفي مي‌بينيم. مشكل آموزش و پروش ساختاري است و با كارهاي روبنايي حل نمي‌شود. آنان به جاي آن‌كه خلاقيت را در بچه‌ها پرورش دهند، انبوهي از اطلاعات و حفظيات را به خورد دانش‌آموزان مي‌دهند. براي همين است كه بچه‌ها ذوق و شوقي براي رفتن به مدرسه ندارن، چون كودكي را در بچه‌ها مي‌كشيم.»


بازي و شادي بخشي از فرآيند يادگيري است كه به گفته آذري‌نژاد در آموزش و پروش ايران فراموش شده

آذري‌نژاد با تاكيد براين‌كه بچه بايد كودكي كند، ادامه مي‌دهد: «علم با دو چيز رشد مي‌كند، يكي عقل و ديگري تجربه كه بچه‌ها با همين تجربه رشد مي‌كنند. اعتقاد دارم مدارس بايد تجهيزات و امكانات آموزشي از جمله كتابخانه غني داشته باشند تا بچه‌ها دست به تجربه بزنند و به توانايي برسند.»

مشكلات ساختماني و كمبودهاي تجهيزاتي مدارس، چون مانعي بر سر راه روحاني قصه‌گوي كهگيلويه و بويراحمد است، او آستين‌ها را بالا زده و در اين زمينه هم پيش قدم شده. نوسازي و تجهيز مدارس، از جمله كارهايي است كه او با كمك خيرين انجام مي‌دهد تا راه را براي گسترش و تعميق فرهنگ در منطقه هموار كند.


مدارس روستاهاي محروم كه نياز جدي به نوسازي و تجهيز دارند

كارآفريني به‌جاي صدقه‌دادن

بهسازي فضاي آموزشي مدارس، تنها عرصه‌اي نيست كه آذري‌نژاد به ناچار پا به آن گذاشته است تا بستر را براي رشد كتابخواني و فرهنگي جامعه فراهم كند. بهبود وضعيت اقتصادي روستاها، فعاليتي بزرگ‌تر است كه اين قصه‌گوي دوره‌گرد را به سمت خود كشانده است.

او در باره ضرورت پرداختن به تقويت بنيه اقتصادي روستاييان توضيح مي‌دهد: «۹۰ درصد خانواده‌هاي روستايي در كهگيلويه و بويراحمد، درگير فقر و محروميت هستند و كارهايي چون مطالعه و حتي تحصيل، براي آنان غير ضروري به نظر مي‌آيد. در خيلي از روستاها كه مي‌روم به من مي‌گويند ما مشكل بيكاري و بي‌پولي داريم، در اين شرايط قصه‌خواني براي بچه‌هاي ما چه سودي دارد.»

اين واكنش‌ها به فعاليت‌هاي فرهنگي آذري‌نژاد است كه اين روحاني را برآن داشته تا براي درآمدزايي خانواده‌هاي روستايي هم فكري كند. او درباره تازه‌ترين اقدام خود در اين زمينه مي‌گويد: «ما ۶۰ خانم را در سه روستا جمع كرديم و يك كار راه انداختيم. ابتدا يك كارشناس دام براي اين خانم‌ها كلاس گذاشت و اصول علمي مرغ‌داري را به آنان ياد داد. سپس ما به هر خانمي ۳۰ مرغ تخم‌گذار و دان مرغ داديم و آنان هم فضايي را آماده كردند تا مرغ‌داري‌هايي كوچك را راه‌اندازي كنند. ما در اين واحدها از ساده‌ترين امكانات استفاده كرديم.»


راه‌اندازي ۶۰ مرغ‌داري كوچك به دست خانم‌ها با كم‌ترين امكانات؛ لوله پليكا براي دانه‌خوري و دبه ماست براي آب‌خوري

او درباره تامين هزينه اين كار توضيح مي‌دهد: «چندي پيش يك بنده‌خدايي از من خواست ۹ ميليون تومان را بين فقرا تقسيم كنم. در عوض من پيشنهاد دادم به جاي صدقه دادن، كارآفريني كنيم تا مردم روي پاي خود بايستند. او هم موافقت كرد و پول بيشتري به اين كار اختصاص داد و باقي هزينه را خُرد خُرد از اين طرف و آن طرف جمع كرديم و مبلغي حدود ۳۵ ميليون تومان را فراهم كرديم. اين پول را بين ۶۰ خانم به صورت وام پخش كرديم كه اگر آنان كار خود را خوب انجام دهند، بازهم از آنان حمايت خواهيم كرد.  اگر هر خانواده خوب مرغ داري‌اش را اداره كند، دست كم ۹۰۰ هزار تومان درآمد ماهيانه خواهد داشت.»

با لباس روحانيت من را نماينده حكومت مي دانند

آذري‌نژاد با اشاره به اين‌كه محروميت و بيكاري در منطقه دهدشت و اطراف زياد است، مي‌گويد: «بعضي روستاها بدون لباس روحانيت مي‌روم، چراكه با اين لباس من را نماينده حكومت مي‌دانند در حالي كه من نه نماينده مجلس هستم و نه يك مدير دولتي. هيچ مقام و مسوولي را هم نمي‌شناسم.»

وقتي از او مي‌پرسم آيا تا به‌حال به فكر نامزدي براي انتخابات مجلس يا گرفتن سمتي اداري نيفتاده است تا از اين راه بيشتر به مردم كمك كند، در پاسخ مي‌گويد: «من در اين وضعيت فعلي بيشتر مي‌توانم كمك كنم، با گرفتن پست و سمت، يك آدم اداري مي‌شوم كه بايد دائم گزارش از عملكردم بسازم. شما فكر كن بخواهند كانون پرورش فكري را به من بدهند، خب چه فايده‌اي دارد، الان دارم كار آن‌ها از جمله ايجاد كتابخانه و گسترش كتابخواني را انجام مي‌دهم. يا بخواهم رييس آموزش و پرورش بشوم كه اكنون بخشي از وظايف اين اداره را با همكاري معلمان دارم پيگيري مي‌كنم. رييس سازمان تبليغات اسلامي هم بشوم، حداكثر كارم اين است كه طلبه‌ها را براي تبليغ به روستاها بفرستم كه الان همين كار را مي‌كنم. پس چه فايده خودم را درگير بند و بست‌هاي اداري كنم.»


بسياري از طلبه‌هاي جوان دهدشت هم در راه گسترش كتاب‌خواني به استاد خود كمك مي‌كنند

با تبليغات و اپليكيشن‌ها، همه چيز را تجاري نكنيد

فعاليت‌هاي فرهنگي اسماعيل آذري‌نژاد، نزدِ افكار عمومي جامعه و به‌ويژه نخبگان، بازتاب گسترده‌اي يافته است، براي همين او به عنوان يكي از ۱۱ چهره مردمي سال برگزيده شده است. او درباره انتخاب چهره سال به همت برنامه «فرمول يك» مي‌گويد: «به نظرم علي ضيا ايده خوبي را عملي كرده است؛ اين‌كه آدم‌هاي ناشناس به خاطر كارهاي خوب‌شان به جامعه معرفي شوند بسيار خوب است. من خودم تحت تاثير فعاليت‌هاي محيط زيستي آقاي توسلي، چوپان اهل ايلام قرار گرفتم. اين‌كه نزديك به نيمي از برگزيده‌ها هم خانم هستند، بسيار خوشحال‌كننده است.»

آذري‌نژاد در اين ميان يك دغدعه هم دارد، اين‌كه چنين برنامه‌هايي با مسائل تجاري آلوده نشوند. او توضيح مي‌دهد: «اصل كار همان‌طور كه گفتم خوب است، اما هر چيزي بايد روند و ساز و كار مناسب خودش را داشته باشد. من حضور اپليكيشن‌ها و دخالت مسائل تجاري در اين كار را نمي‌پسندم. به نظرم هدف و نيت اين آدم‌ها با تبليغات تلويزيوني و اين بازار ستاره مربع سازگار نيست.»

اسماعيل آذري‌نژاد، اگرچه يك نفر است، اما با همراهي خانواده و ياران همراهش، به اندازه چندين اداره كار انجام داده است. اين‌كه فعاليت‌هاي فرهنگي اين روحاني يا به قول خودش طلبه، آن‌طور كه بايد مورد توجه سلبريتي‌ها قرار نگرفته و توسط نهادهاي مربوطه حمايت نشده، يك علامت سوال بزرگ است كه پاسخ به آن سخت و دشوار است.


فعاليت هنري مشترك والدين و كودكان روستايي در كنار هم