سايت خبري تحليلي انديشه ها : كاركرد و ويژه‌گي‌هاي احزاب سياسي در دولت مُدرن
دوشنبه، 26 فروردین 1398 - 03:17 کد خبر:91077
سايت خبري تحليلي انديشه ها:

 


سيدرحيم هاشمي/ دو شنبه 10 جدي 1397/

بخش چهـارم و پاياني/       

mandegarكاركرد احزاب سياسي
كاركرد احزاب سياسي از ديدگاه كلاسيك، تقريباً به برگزاري انتخابات و مسايل مربوط به آن محدود مي‌شود. هرچند نقش احزاب در انتخابات از اهميت برخوردار است و كثرت انتخابات (انتخابات رياست‌جمهوري، انتخابات پارلماني، شوراهاي ولايتي، شوراهاي ولسوالي‌ها و انتخابات شهرداري‌هاي و والي‌ها) در كشور بر اهميتِ آن مي‌افزايد؛ اما نقش و كاركرد احزاب فقط به انتخابات محدود نمي‌شود، زيرا احزاب بازيگر صحنۀ سياستِ داخلي هستند و در نتيجه، از يك‌سو تبلور تمامي تحولات و كنش‌هاي سياسي و از سوي ديگر، برانگيزندۀ اين تحولات و كنش‌ها تلقي مي‌شوند.
كاركرد احزاب سياسي در دولت‌هاي مدرن به كاركردهاي آشكار و پنهان تقسيم‌بندي مي‌شود. كاركرد آشكار آن است كه منطقاً از يك سازمان سياسي يا ارگان انتظار مي‌رود و معمولاً در متون مربوط (به اساس‌نامه، نظريه‌ها و غيرموضع‌گيري‌هاي حزب) تصريح مي‌شود (نقيب‌زاده، ۱۳۹۰، ص ۵۹). بدين ترتيب، كاركردهاي احزاب سياسي را يك يك بررسي مي‌كنيم.
كاركردهاي آشكار احزاب سياسي
۱ ـ حفظ نظام سياسي
مبارزات حزبي، شكل ظريف‌شدۀ مبارزات خشونت‌آميزِ سياسيِ گذشته است. همين امر به‌تنهايي تا حد زيادي در ثبات سياسيِ يك جامعه موثر است، حتا احزابِ مخالف نيز خود در جلوگيري از يك حركتِ خشونت‌آميز با نظام بسيار موثرند. در كشورهايي كه به دلايلي از ايجاد احزاب افراطي چپ يا راست جلوگيري شده است، حركت‌هاي زيرزمينيِ بسيار وحشت‌ناكي شكل گرفته كه بريگاد سرخ در ايتاليا يا گروه با درماينهف در آلمان را مي‌شود از آن جمله شمرد. با توجه به آنچه كه گفته شد، مي‌توان گفت احزاب سياسي با سازمان‌دهي و اداره كردنِ چالش ها و نارضايتي‌ها، مانع از ايجاد آشوب و درگيري از سوي تودۀ مردم مي‌شوند و بدين ترتيب، ثبات سياسي را در جامعه به‌بار مي آورند.
۲ـ عمل‌كرد تجميع
عمل‌كرد تجميع به اين معنا كه منافع و نظرياتِ مختلفي به‌طور پراكنده در جامعه وجود دارد. افراد و گروه هاي اجتماعي مطالباتي از نظام سياسي دارند، اين خواست‌ها و مطالبات ابتدا در گروه‌هاي صنفي و انتفاعي با يكديگر مرتبط شده، سپس در قالب احزاب يك‌پارچه مي‌شوند و به سيستم انتقال مي‌يابند. بدين ترتيب، كار تصميم‌گيري آسان مي‌شود. اين عمل از زاويۀ بيان افكار و آراي عمومي كه پايه‌هاي دموكراسي بر آن استوار است، حايز اهميت است؛ زيرا اگر آن مطالبات برآورده نشود افراد و گروه هاي اجتماعي با به‌دست آوردن كوچك‌ترين فرصتي، دست به آشوب و شورش مي‌زنند تا بدين طريق، به تحقق خواسته و تقاضاي خود برسند، پس بدون وجود احزابي سياسي چگونه مي‌شود اين‌همه افكار و منافع متفرق را يك‌پارچه و در نهايت، ارادۀ عمومي كه در قالب ارادۀ اكثريت تبلور مي‌يابد را مشهود كرد؟ (همان،۱۳۹۰، ص ۶۰)
۳ـ بازتاب نارسايي‌هاي نظام سياسي
احزاب سياسي نارسايي نظامي سياسي را نقد و بررسي كرده و منعكس مي‌كنند. اگر حزب حاكم در عملكردها و ابتكارات تقنيني با ارايۀ لايحه‌هايي براي تصويب در قوۀ مقننه دقيق نباشد، هرگونه حركتِ نادرست از ديد عموم پنهان نمانده و اعتبار حزب حاكم را كاهش مي‌دهد. حزب رقيب با استفاده از اين فرصت برنامۀ جانشين و حكومتِ بديل را ارايه مي‌دهد. در اين وضعيت، حزب نقش نگهبان سياست را بازي مي‌كند و نمي‌گذارد سياست‌مداران با سياست‌بازي‌هاي شان زمينۀ بي‌ثباتي و بي‌نظمي سياسي را در كشور به‌وجود بياورند. (عالم، ۱۳۸۸، ص ۳۴۹)
۴ ـ كاركرد سازمان‌دهي انتخابات
احزاب سياسي مردم را بسيج و به سوي صندوق‌هاي رأي هدايت مي‌كنند. احزاب شهروندان بي‌تفاوت را به شهروندانِ فعال تبديل مي‌كنند و از راه ايجاد سيستم آگاهي‌دهي، فرهنگ سياسي مشاركتي را در جامعه توسعه مي‌دهند.
كاركرد ديگر احزاب سياسي، معرفي كردنِ نامزدان براي انتخابات است. در واقع، تربيت يك هيأت سياسي به طبقۀ رهبري برخاسته از مردم كه بدون آن ادارۀ امور در عصر تخصصي شدنِ مشاغل سياسي ميسر نيست، به عهدۀ احزاب سياسي است. معرفي نخبه‌گان يا تربيت‌شده‌گان سياسي از طرف احزاب، اين اطمينان را به مردم مي‌دهد كه پست‌هاي سياسي در دستِ نااهلان قرار نخواهد گرفت و علاوه برآن، لازم است رابطۀ دايمي بين انتخاب‌كننده‌گان و انتخاب‌شونده‌گان وجود داشته باشد كه اين مقصود از طريق احزاب بهتر برآورده مي‌شود. حزب نقش پُلي را ايفا مي‌كند كه دو طرف قرارداد اجتماعي را به‌هم وصل مي‌كند. كاركرد ديگر احزاب سياسي در رابطه با انتخابات، تربيت و نظارتِ رفتار و مواضع نماينده‌گان در درون مجلس است. (نقيب زاده، ۱۳۹۰، ص ۵۸)
۵ ـ كاركرد تدوين سياست‌هاي عمومي
احزاب براي رسيدن به قدرت، به تدوين سياست‌هاي عمومي مي‌پردازند. افكار، طرح‌ها، سياست‌هاي عمومي و برنامه‌هاي استراتژيكِ خود را در مقايسه با ساير احزاب سياسي در معرض ديد رأي‌دهنده‌گان قرار مي‌دهند تا مردم به بهترين طرح و برنامۀ عمل حزب رأي بدهند. حزب حاكم در رقابت با احزاب ديگري كه مي‌خواهند دولت را در دست بگيرند، دست به تدوين سياست‌هاي عمومي و يك استراتژي و مجموعه‌يي از كنش‌ها و واكنش‌هايي مي‌زند كه در در جۀ اول، باعث اعتلاي آگاهي سياسي مردم مي‌شود.
۶ـ كاركرد آموزشي احزاب
كاركرد مهم و اساسيِ ديگر احزاب سياسي، آموزش سياسي و اجتماعي كردنِ سياسيِ افراد است كه به منظور ارتقاي سطح فكري افراد، ايجاد انگيزۀ مشاركت سياسي و كادرسازي براي تصدي حكومت و قدرت سياسي و ادارۀ موفق جامعه انجام مي‌گيرد (سجادي، ۱۳۸۶، ص ۳۶). اكثر احزاب سياسي آموزشگاه‌ها و پژوهشگاه‌هايي دارند كه در آن آموزش نظري و عملي اعضا صورت مي‌گيرد. علاوه بر تربيت يك هيأت سياسي حرفه‌يي و مجرب كه آيندۀ سياسي كشور را تضمين مي‌كند، توده‌هاي حزبي به نگرش و بينش سياسي دست پيدا كرده، مي‌توانند مسايل سياسي را تجزيه و تحليل كنند كه بدون آن كنش سياسي نامفهوم و غيرقابل پيش‌بيني خواهد بود. ( نقيب زاده،۱۳۸۷ ص ۲۰۸)
كاركرد ديگر احزاب سياسي، اجتماعي كردن سياسي افراد جامعه است؛ اجتماعي شدن فرايندي است كه افراد در جامعۀ سياسي معين با نظام سياسي آشنا مي‎شوند و تا اندازۀ قابل توجهي ادراك‌شان از سياست و واكنش‌هاي‌شان نسبت به پديده‌هاي سياسي تعيين مي‌شود. اجتماعي شدن سياسي معمولاً توسط احزاب حاكم كه حكومت و دولت را در دست دارند، صورت مي‌گيرد. تمامي يادگيري سياسي، رسمي و غيررسمي عمدي و برنامه‌ريزي نشده در هر مرحله از دورۀ زنده‌گي، شامل يادگيري آشكار سياسي و هم يادگيري ظاهراً غيرسياسي توسط احزاب سياسي حاكم صورت مي‌گيرد. مثلاً در زمان حاكميت حزب نازي در آلمان به كودكان ياد داده مي‌شد كه در درجۀ نخست بايد نسبت به دولت آن‌گونه كه در پيشوا يعني آدولف هيتلر تجسم يافته است، وفادار باشند. همۀ كتاب‌هاي درسي با ايديولوژي نازي هم‌آهنگ باشند و حتا در كتاب‌هاي درسي رياضي از مثال‌هاي مناسب استفاده مي‌شد.
لنين در سخنراني براي اتحاديۀ جوانان كمونيست در ۲ اكتبر ۱۹۲۰ مي‌گويد: تنها با تغيير شكل اساسي آموزش، سازمان‌دهي و تربيت جوانان، خواهيم توانست تضمين كنيم كه نتايج تلاش‌هاي نسل جوان ايجاد جامعه‌يي متفاوت با جامعۀ قديم يعني جامعۀ كمونيستي است. (راش، ۱۳۸۷، ص ۱۰۴)
اجتماعي شدن در شوروي از طريق سازمان پيش‌آهنگانِ جوان كه تقريباً همۀ كودكان بين نُه تا چهارده سال عضو آن بودند، بيشتر تقويت مي‌گرديد. حزب كمونيست از طريق سازمان پيش‌آهنگان، افراد را ترتيب و به عضويت اصلي حزب انتخاب مي‌كرد.
كاركردهاي پنهان حزب
۱- كاركرد پنهان احزاب سياسي در قدم نخست، انساني كردنِ روابط سياسي است؛ به اين صورت كه كارگزار محلي حزب روابطي صميمي با اعضاي حزب برقرار كرده و مشكلات آن‌ها را در مراجع مربوط حل مي‌كند.
۲- كاركرد پنهان حزب اين‌كه ماشين حزب تأمين‌كنندۀ امتيازات سياسي براي پاره‌يي از مؤسسات اقتصادي است. در واقع، در اينجا دو موسسۀ سياسي و اقتصادي وارد معامله شده و كالاهاي سياسي و اقتصادي خود را به هم معاوضه مي‌كنند. حزب از موسسۀ اقتصادي در نزد دولت حمايت مي‌كند و موسسۀ اقتصادي به حزب كمك مالي مي‌رساند.
۳- اينكه حزب زمينۀ وحدت و يك‌پارچه‌گي را در ميان افراد جامعه به‌وجود مي‌آورد. ملاحظات اجتماعي، نژادي، قومي و مذهبي و زباني به فراموشي سپرده شده و همه‌گان به مشاركت به نفع حزب دعوت مي‌شوند.
۴- يكي ديگر از كاركردهاي پنهان حزب، ايجاد شغل و اشتغال‌زايي توسط حزب براي اعضاي آن مي‌باشد. حزب با ايجاد كارگاه‌هاي توليدي و اقتصادي اعضاي خود را به كار مي‌گمارد.
احزاب شهروندانِ منزوي و بي‌تفاوت را به شهروندان آگاه و فعال تبديل مي‌كند. شهروندان را با ساختار سياسي و اجتماعي آشنا مي‌سازد و درك آن‌ها را نسبت به مسايل و قضاياي سياسي و اجتماعي بلند مي‌برد. تأمل و همديگرپذيري و رقابت سالم را براي ساخت يك جامۀ آگاه و سرزنده به‌وجود مي‌آورد.
نتيجه‌گيري
احزاب سياسي به شكل امروزي آن، محصول دولت مدرن است. با شكل‌گيري دولت‌هاي ملي و برقراري نظام پارلماني احزاب سياسي تكامل يافت. در دولت مدرن ‌احزاب سياسي تنها نيروي مهمِ سازمان‌دهندۀ نظم و ثبات و نگه‌دارندۀ نظامي سياسي مي‌باشند. احزاب با كاركردهاي متنوع مانند حفظ نظام سياسي، عمل‌كرد تجميع، گسترش مشاركت همه‌گاني، اجتماعي كردن سياسي جامعه، بازتاب نارسايي‌هاي نظامي-سياسي، آموزش اعضاي حزب، مديريت منازعات و بحران‌ها، نقش مهمي در زنده‌گي سياسي و اجتماعي عمومي ايفا مي‌كند. امروزه احزاب يكي از ضرورياتِ زنده‌گيِ جوامع بشري محسوب شده و مهم‌ترين سازمان سياسي در دولت‌هاي مدرن به حساب مي‌آيد. دموكراسي در نهايت چيزي جز رقابت حزبي نيست. وجه بارز دمكراسي در عصر كنوني وجود فضاهاي انتخاباتي رقابت‏آميز مي‌باشد. تداوم حكومت‌هاي مردم‌سالاري و دموكراتيك بدون وجود احزا ب  سياسي ممكن نيست.
در جامعه‌يي كه احزاب سياسي وجود نداشته باشند، شكاف‌هاي اجتماعي زمينۀ انواع منازعات، بحران‌ها و رقابت‌هاي ناسالمِ قومي و نژادي را به‌وجود مي‌آورد. عدم موجوديت احزاب، انواع فساد را در جامعه گسترش داده، قوم و خويش‌پرستي غيراخلاقي در جامعه سنت شده و تمامي ارزش‌هاي انساني در قالبِ آن سنجيده مي‌شود. بنابراين احزاب جزوِ ضروريات دولت مدرن است. بدون حزب، جامعۀ سياسي مانند كشتي بي‌ناخدا است.
منابع
۱٫ انديشمند، محمد اكرام، دولت- ملت‌سازي در افغانستان، انتشارات سعيد، چاپ اول
۲٫ برنل، پيتر و ويكي رندال، سياست در جهان در حال توسعه، ترجمۀ دكتر احمد ساعي، دكتر سعيد ميرترابي، نشر قومس چاپ اول
۳٫ همان ص، ۱۶۲
۴٫ قومس، چاپ اول، سال ۱۳۹۳، ص ۱۶۰
۵٫ پالمر، رابرت روزول ، تاريخ جهان نو، ترجمۀ ابولقاسم طاهري، انتشارات اميركبير، چاپ ششم
۶٫ سجادي، سيدعبدالقيوم، مباني تيوريك احزاب سياسي در اسلام، نشر مطبعۀ بلخ، چاپ اول
۷٫ عالم، عبدالرحمن، بنيادهاي علم سياست، نشر ني، چاپ بيستم
۸٫ كوئن، بروس، درآمدي بر جامعه‌شناسي، ترجمۀ محسن ثلاثي، نشر توتيا، چاپ بيست‌ويكم
۹٫ گيدنز، آنتوني، جامعه‌شناسي گيدنز، ترجمه منوچهر صبوري، نشر ني، چاپ شانزدهم سال ۱۳۸۵، ص ۳۴۱
۱۰٫ همان، ص ۳۴۲٫
۱۱٫ همان، ص ۷۶۶
۱۲٫ همان، ص ۳۵۰-۳۵۳
۱۳٫ نقيب‌زاده، احمد، تاريخ ديپلماسي و روابط بين‌الملل، نشر قومس، چاپ هشتم
۱۴٫ همان، ص ۵۸
۱۵٫ همان، ص ۶۰
۱۶٫ نقيب‌زاده، احمد، سياست و حكومت در اروپا، چاپ نهم، تابستان، نشر سمت
۱۷٫ درآمدي بر جامعه‌شناسي سياسي، نشر سمت، چاپ پنجم
۱۸٫ همان، ص ۲۰۲
۱۹٫ هانتينگتون، سموئل، سامان سياسي در جوامع دستخوش دگرگوني، ترجمۀ محسن ثلاثي، نشر علمي، چاپ پنجم
۲۰٫ راش، مايكل، جامعه و سياست، ترجمۀ منوچهر صبوري، نشر سمت، چاپ هفتم، سال ۱۳۸۷، ص ۱۰۴