تماس با ما   |  پیوندها   |  درباره ما   |  RSS   |  جستجوی پیشرفته  
  صفحه اول     ارسال خبر به اندیشه ها     خبرنامه پیامکی  
یکشنبه، 28 آبان 1396 - 00:49   
 
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها
 
 آخرین مطالب
  الگوی جهانی مسکن اجتماعی/ سبک 7 کشور در تامین مسکن
  درآمد پزشکان در کشورهای پیشرفته جهان چقدر است؟/ چه نسبتی از درآمد سرانه سهم پزشکان است؟
  نکات آموزنده و کاربردی از گروههای مالیاتی در آلمان
  درآمد تجومی و سوداگری ظالمانه پزشکان
  درآمد ماهانه 500 میلیونی برخی پزشکان
  آلمان استثنای بازار مسکن جهان شناخته شد
  مالیات مسکن در کشورهای دیگر چقدر است؟
  ضرورت اخذ مالیات 70 درصدی از پزشکان با درآمد بالای 50 میلیون تومان
  تصاویر : فستیوال اقلیت قوم میائو در چین
  چند درصد پزشکان ایرانی میلیاردر هستند؟
  پُردرآمدترین مشاغل در ایران کدام اند
  عمر مفید ساختمان در ایران و جهان
  وام 100 میلیونی برای ساخت مسکن اجاره ای
  دختر و پسر جوان مالک شبکه من و تو + هزینه و درآمدشان
  فوگِرَی: قدیمی‌ترین مسکن اجتماعی جهان
  مقایسه عمر ساختمان در ایران و کشورهای پیشرفته
  مسکن اجتماعی؛ از حرف تا عمل
  همه‌چیز درباره «دخل صداوسیما»
  بودجه صداوسیما ۴ هزار میلیاد تومان و بودجه بی‌بی‌سی فارسی ۶ هزار میلیارد تومان
  جزئیاتی از مسکن اجتماعی: دولت 650 هزار تومان اجاره خانه فقرا را می دهد
ادامه آخرین مطالب
- اندازه متن: + -  کد خبر: 73442صفحه نخست » آخرین اخباردوشنبه، 8 شهریور 1395 - 23:11
قم و شکاف عمیق نسلی!
قم و شکاف عمیق نسلی!سایت خبری تحلیلی اندیشه ها: درست که هرچقدر ریشه‌ها قدیمی‌تر و اصیل‌تر باشند قدرتمندتر خواهند بود اما خیلی تفاوت است بین ریشه‌های زنده و کهنگی‌های رسوب کرده بر این ریشه‌ها.
  

سایت خبری تحلیلی اندیشه ها:

 عمار علیدوست
 **درست که هرچقدر ریشه‌ها قدیمی‌تر و اصیل‌تر باشند قدرتمندتر خواهند بود اما خیلی تفاوت است بین ریشه‌های زنده و کهنگی‌های رسوب کرده بر این ریشه‌ها. تقابل بین نسل جدید و نسل گذشته اگر منجر به زدودن این کهنگی‌های دست و پا گیر شود و موجب زنده‌تر شدن ریشه‌ها باشد و منجر به تازگی همان ریشه‌ها شود بسیار خوب است و بلکه لازم است و منشأ خیر و برکت. **



موضوعی که در تمام طول تاریخ در تمام خانواده‌ها بود و هست و خواهد بود بحث تقابل بین سنت و تجدد است. همیشه نسل گذشته از یک سری اصول دفاع می‌کنند و نسل جدید با دستی پر، حرف‌های تازه را به گذشتگان خود عرضه می‌کنند. هرکدام در دفاع از طرز فکر خود حرف‌ها برای گفتن دارند و استدلال‌هایی به آن دیگری عرضه می‌کنند. همیشه پدران که البته خود روزگاری جوانانی تجددگرا بوده‌اند در ستیز با خیلی از حرف‌های نو موضع می‌گیرند و در مقابل جوانان، بسیاری از اعتقادات و روش‌های زندگی پدران خود را نقد می‌کنند و به چالش می‌کشند. شاید همه ما در زندگی‌مان چنین موضوعی را درک کرده باشیم. اما حقیقت امر چیست؟ آیا آن پدر سنتی که از ره رفته حرف میزند، درست می‌گوید؟ یا این جوان خام کم‌تجربه که البته حرف‌هایش متفاوت و به روز است و در هرچیزی به دنبال استدلال می‌گردد؟
کاری به حقایق فلسفی این دو طرز فکر- سنت‌گرایی و مدرنیسم- نداریم. چون در نگاه فلسفی هرکدام نقدهایی وجود دارد و نقاط قوتی که مجال توضیح و تبیین آن نیست. از طرف دیگر هم باید گفت هرکدام از این دو نگاه نزدیکی‌هایی با بعضی مکاتب و تفکرات خاص دارند که پرداختن به آن‌هم در این متن مقصود نیست. منظور نگاه عرفی به طرز فکر سنتی و طرز فکر تجددگرا و دعوای بین این دو است.
حقیقت امر این است که قرار نیست این دعوا تمامی پیدا کند و یکی بر دیگری پیروز شود. شاید دعوای بین سنت و تجدد تنها تقابلی باشد که می‌تواند تا این حد منشاء خیر و برکت باشد و در مقابل نبود این مقابله از بزرگ‌ترین آفات اجتماعی به حساب می‌آید.
چون اگر سنت‌گرایی محض حرفش به کرسی بنشیند رکود علمی و اجتماعی و فرهنگی و... به حدی رخ خواهد داد که آن اجتماع را به راحتی می‌توان تافته‌ای کاملاً جدا بافته از دنیا نامید! و چنین مجموعه‌ای در کهنگی تفکرات خواهد پوسید و به مرور زمان اگر نابود نشود فسیل خواهد شد.
اما در مقابل اگر مدرنیته بر سنت‌گرایی پیروز شود و حرف‌های جدید جایی برای اصالت نگذارند مثل این است که ریشه دفن شود و درخت از آن فاصله بگیرد. یعنی اگر اتصال بین نگاه‌های نو، حرف‌های تازه، فکرهای جدید، تکنولوژی پیشرفته و... با اصول تجربه شده و چهارچوب‌های اصیل و نگاه‌های عمیق گذشته از بین برود جامعه باری به هر جهت خواهد شد. و هر روز هر جریانی که قدرت رسانه‌ای و تبلیغاتی قوی‌تری داشت جامعه را به سمت خود خواهد کشید. مثل برگی که از شاخه یا شاخه‌ای که از تنه یا تنه‌ای که از ریشه جدا افتاده باشد. رسالت این دعوای مقدس حفظ اصول و چهارچوب‌های اصیل است به وسیله پیشرفته‌ترین امکانات روز و مدرن‌ترین ابزارها. رسالت این دعوای مقدس گفتمان سازی های به روز است و اگر ریشه‌های فکری فرهنگی ما پویایی نداشت چنین چیزی امکان‌پذیر نبود.
نمی‌شود گفت که بین نسل‌ها فاصله نیست. درواقع اصلاً امکان ندارد دو نسل باهم کاملاً هم عقیده بوده باشند.
این موضوع یک بحث کاملاً عمومی است و اختصاص به هیچ منطقه جغرافیایی خاصی ندارد. مسأله ای است که در هر جامعه‌ای کمتر یا بیشتر وجود دارد. جا دارد در هر کشوری متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی خودشان موضوع را بررسی کرد. بلکه هر استانی... بلکه هر شهری... بلکه در هر محله‌ای و حتی هر خانواده‌ای!
و در این میان شهر قم جایگاه ویژه‌ای دارد. قم که از سنتی‌ترین شهرهای ایران به شمار می‌آید و در تمام طول تاریخ در قدرتمند بودن تفکرات سنتی بالأخص مذهبی خارق‌العاده بوده است شرایط ویژه‌ای در شکاف بین نسل‌ها دارد.
در اغلب مناطق دنیا تفکر سنت گرایانه، سطحی و تقلیدی است. پس اکثراً نسل گذشته در مقابل استدلال گرایی نسل جدید مغلوب می‌شوند و البته نسل جدید هم در مقابل نسل بعدی همین شرایط را خواهند داشت چون برای به کرسی نشاندن تفکراتشان به چالش نیفتاده و در تفکر جدیدشان عمیق نشده‌اند. درواقع نسل جدید به ظاهر استدلال گرا، خود بدون تعمق و عملاً کورکورانه‌تر از نسل پیشین حرف‌های جدید را صرفاً به خاطر جدید بودنش می‌پذیرد و از آن دفاع می‌کند و در مقابل سنتی‌های کم سواد توان دفاع از اصول خود را ندارند.
اما در قم نسل جدید مواجه است با پدرانی پر از اطلاعات اجتهادی و سرشار از استدلال. به سادگی نمی‌توان تفکرات را به چالش کشید. واژه واژه حرف گذشتگان قم که همنشین عالمان و فقیهان بزرگ جهان تشیع بوده‌اند ریشه در صدها سال تفقه دارد! به تعبیر مقام معظم رهبری «قم شهر علم، جهاد و بصیرت است. 1389/7/27 در جمع مردم قم»
در چنین شهری برای تجددگرایانی که مایه علمی ندارند یا کم دارند مجال ابراز وجود کم است. اما از آن طرف به روز فکر کردن در این شهر با وجود این قدرت بالای سنت‌گرایی همیشه مایه تحولات اساسی بوده است. همچنان که امام خمینی -که می‌توان گفت یکی از بزرگ‌ترین تحول آفرینان تاریخ به حساب می‌آید- امام سنت شکنان و تحول‌آفرینان و تجددگرایان به شمار می‌رود. اما نه تجدد به معنای منحرفش و نه تحول به غیر احسن. امام خمینی در عرصه سیاسی و اجتماعی چنان سنت ترس و انزوا را شکست که جهان لرزید. تا آنجا که بسیاری از ملت‌ها که صدها سال بود به خواب رفته بودند رفته‌رفته بیدار شدند.
قم را می‌توان گفت چشمه تفکرات روز جهان اسلام است. بخش زیادی از نسل گذشته این شهر چنان سطح بالا فکر می‌کنند که مخاطب فرمایشاتشان دانشمندان روز دنیا هستند که در حیرت از عمق علمی مباحث این بزرگواران انگشت‌به‌دهان مانده‌اند.. درواقع سطح مباحث علمی در این شهر بسیار بالاتر از فهم عمومی بسیاری از مردم است. این‌امر که بزرگترین نقطه قوت جهان اسلام است خود بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف در مقابل اهالی این شهر به حساب می‌آید. یعنی به خاطر غفلت بزرگ برخی بزرگان قم چه بسیار مردمی که لب چشمه تشنه مانده‌اند!
یک دسته از جوانان قمی در که متوجه عمق معارف موجود در این شهر هستند، پیش از آنکه سیل شبهات بر مغزشان سرازیر شود و در ناامیدی از یافتن پاسخ سؤالات احساس کنند دیگر آب از سرشان گذشته، خود را در این بحر معارف غرق می‌کنند. و خود یکی از مجاهدین این عرصه می‌شوند اما با حفظ روحیه جوانی!
اما دسته‌ای دیگر از ریشه‌های مستحکم فکری وعقیدتی این شهر با برکت جدا می‌افتند و در رود پر تلاطم انحرافات غوطه‌ور می‌شوند. برچسب کهنگی روی آن چیزی می‌زنند که نمی‌دانند چیست. در نتیجه با این موضع ریشه‌های زندگی سالم را زنده به گور می‌کنند و صم مم بکم به دنبال زندگی به ظاهر مدرن غربی راه می افتند.
اما نکته قابل توجه در مورد ورود نسل جدید با تفکرات و مطالبات جدید به عرصه‌های علمی و فکری قم این است که تجدد گرایی در این قشر موجب زدودن کهنگی‌ها و سرحال کردن ریشه‌ها می‌شود. درست که هرچقدر ریشه‌ها قدیمی‌تر و اصیل‌تر باشند قدرتمندتر خواهند بود اما خیلی تفاوت است بین ریشه‌های زنده و کهنگی‌های رسوب کرده بر این ریشه‌ها. تقابل بین نسل جدید و نسل گذشته اگر منجر به زدودن این کهنگی‌های دست و پا گیر شود و موجب زنده‌تر شدن ریشه‌ها و تازگی‌شان شود بسیار خوب است و بلکه لازم است و منشاء خیر و برکت. لکن اگر منجر به موضع گیری و اختلاف و انحراف و جدا افتادن از گذشته باشد از هزار آفت که به جان برگ‌ها و میوه‌های یک درخت می‌افتد بدتر است.
اینکه الآن حرف‌های روز اسلام از طریق مدرن‌ترین تجهیزات ارتباطی به دنیا مخابره می‌شود نتیجه غلبه تجددگرایان بر کسانی است که تمام تجهیزات غربی را نجس می‌دانستند!.
اینکه سؤالات و شبهات روز دنیا در پایگاه‌های اینترنتی حوزه و صفحات اجتماعی حوزویان پاسخ داده می‌شود و منبرهای مجازی عالمان امروز مخاطبین چند ده هزار نفره پیدا کرده است، همه و همه نتیجه غلبه نسل جدید بر رسوب‌های دست و پا گیر در تفکرات سنتی برخی افراد است.
ُدرست است که شکاف نسلی در این شهر مقدس بسیار عمیق است و عموم نسل جدید با علمای نسل گذشته فاصله‌ای مثل کوه پایه تا قله دارند اما این وظیفه آن دسته از نسل جدیدی‌ها که با بینش باز خود دست به دامان آن قله‌های رفیع علم و دانش شده‌اند و در دامنه‌های این مسیر طی طریق می‌کنند است که حلقه وصل بین جوانان و عالمان باشند. تا با کنار زدن پرده‌های کهنگی هر آنچه از این منابع علم و دانش و فهم کسب کرده‌اند را به زبان ساده به نسل جدید عرضه کنند.
 

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 
پربحث ترین
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© اندیشه ها1389-1394
طراحی و اجرا: خبرافزار