تماس با ما   |  پیوندها   |  درباره ما   |  RSS   |  جستجوی پیشرفته  
  صفحه اول     ارسال خبر به اندیشه ها     خبرنامه پیامکی  
چهارشنبه، 26 مهر 1396 - 14:32   
 
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها
 
 آخرین مطالب
  چالش های مدیریت دولتی در حوزه ساختار سازمانی با رویکرد دولت و ملت همدلی و همزبانی
  راهکارهای برون‌رفت صندوق‌های بازنشستگی از تله تنگنای مالی
  دکتر پوراصغری: صندوق های بازنشستگی چگونه بحران زده شدند؟
  ریشه بحران در صندوق های بازنشستگی/ راه حل اصلی افزایش سن بازنشستگی است یا...؟
  ولایت و ولایت پذیری چه تفاوتی با سلطنت و پادشاهی دارد؟
  سن مطلوب بازنشستگی در ایران ‪ 65‬سال
  آشنایی با زندگی پدر و مادر رهبر انقلاب
  رایج ترین دلایل جدایی زوج ها از هم چیست؟
  ویدیو/ استعداد خارق‌العاده یوزپلنگ در شکار
  اگر ترامپ امروز برجام را تایید نکند....
  میزان مرگ و میر تصادفات رانندگی در ایران و آمریکا
  "گلریز قهرمان"؛ دختر ایرانی که نماینده پارلمان نیوزلند شد
  کودکش را به آتش انداختند و به او تجاوز کردند!
  احتمال افزایش سن بازنشستگی به 35 سال
  انتظار دود سفید در صنعت پتروشیمی
  تفاوت مقام عظمای ولایت و شاهنشاه آریامهر؟
  ساختار حکومت رضاشاه
  تفاوت «حضرت والا» و «حضرت آقا» در چیست؟
  در انتظار دود سفیداز صنعت پتروشیمی
  در انتظار دود سفیداز صنعت پتروشیمی
ادامه آخرین مطالب
- اندازه متن: + -  کد خبر: 84879صفحه نخست » آخرین اخباریکشنبه، 9 مهر 1396 - 20:44
چرا مردم کوفه به جنگ امام حسین(ع)رفتند؟
  
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها:

چرا مردم کوفه به جنگ امام حسین(ع)رفتند؟

حادثه شهادت امام حسین(ع) نه تنها فجیع بود و نه تنها مظهر یک فداکارى عظیم و بى‏نظیر است، حادثه بسیار عجیبى از نظر توجیه علل روحى قضیه است. این قضیه پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر اکرم واقع شده به دست مسلمانان و پیروان رسول اکرم و مردمى که معروف به تشیع و دوستى آل على بودند و واقعا هم علاقه به آل على داشتند در زیر پرچم کسانى که تا سه چهار سال قبل از وفات پیغمبر با او جنگیدند و عاقبت که مردم دیگر مسلمان شدند آنها هم اجبارا و ظاهرا مسلمان شدند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با شناخت تاریخی و دیدی که نسبت به مردم کوفه داریم انتظار آن نمی‏رفت که با یک چرخش تمام، سوابق درخشان خود را ـ که در جنگ جمل و صفین و نهروان نشان داده بودند ـ زیر پا گذارده و به جنگ فرزند رسول خدا، حضرت امام حسین(علیه السلام) بشتابند.

برای روشن شدن این مطلب نخست باید عوامل و زمینه‏ها را بررسی کرد که چه عواملی باعث شد تا مردم کوفه دست به این جنایت هولناک بزنند؟

به طور خلاصه باید گفت دو دسته از عوامل بودند که زمینه رفتن مردم کوفه به کربلا را فراهم کردند:

الف ـ عوامل درونی.

ب ـ عوامل برونی.

مقصود از عوامل درونی آن زمینه‏ها و خصیصه‌هایی است که در مردم کوفه شکل گرفته بود و مقصود از عوامل برونی همان فشار و اختناق دستگاه حاکمان بنی‏امیه بود که با ترفندهای مخصوص به خود، مردم را آماده چنین کاری کرد.

امّا عوامل درونی در مردم کوفه ـ براساس آن چه که تاریخ بدان اشاره کرده ـ چند عامل بوده است:

1. تناقض آشکار در سیره و گفتار:

مردم کوفه در موارد گوناگونی به اثبات رساندند که همیشه در سیره و گفتار خود دچار تناقض بوده‏اند، چراکه از یک سو سخنی را بر زبان آورده که هیچ‌گاه در عمل بدان اعتقادی نداشتند. موارد آن بسیار است، از جمله این‌که آنها هزاران نامه و طومار نوشته و امام حسین(علیه السلام) را به کوفه دعوت کردند و برخی در نامه‏ها به تعداد نیروهای آماده دفاع اشاره کرده که تعدادشان یک صد هزار نفر است.

برخی دیگر نیز ضمن دعوت از امام نوشته بودند که اگر به دعوت آنها پاسخ مثبت ندهد، فردای قیامت شکایت او را به نزد پیامبر خدا خواهند نمود. امّا پس از آن‌که نماینده امام حسین را در کوفه دیدند، اگرچه در ابتدا به نشانه وفاداری با وی بیعت کردند، اما پس از تهدیدهای عبیدالله ـ با یک چرخش عجیبی و با یک عقب نشینی مفتضحانه‏ای ـ نه تنها مسلم بن عقیل را تنها گذاردند، بلکه همان دست‏های بیعت کننده، در کربلا ـ علیه امام حسین ـ تبدیل به شمشیر شد.

در دل آنها چیزی می‏گذشت که بر زبانشان جاری نمی‏شد. آنها کسانی بودند که وصف کاملشان بر زبان فرزدق آمده است که در پاسخ امام حسین(علیه السلام) ـ که از وضعیت مردم کوفه ـ پرسیده بود، گفت: "قلوبهم معک و سیوفهم علیک" قلب‏هایشان همراه تو، ولی شمشیرهایشان علیه تو بسیج شده است. خود امام نیز در بین راه به شخصی فرمود: این نامه‏های اهل کوفه است و خود آنها قاتلان من می‏باشند.

از موارد این تناقض آشکار در قول و عمل مردم کوفه این بود که پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) وقتی به خیمه‏های امام حمله‏ور شده و غارت کردند، یکی از اهل کوفه به فاطمه (دختر امام حسین) هجوم برده، گوشواره‏اش را از گوش او وحشیانه کشید، به گونه‏ای که گوش او را پاره کرد. فاطمه دید که آن مرد کوفی به شدت گریه می‏کند، پرسید چرا گریه می‏کنی؟ گفت چگونه نگریم در حالی که مشغول غارت دختر رسول الله می‏باشم؟ فاطمه گفت: خوب پس مرا رها کن، پاسخ داد بیم آن را دارم که اگر من نبرم دیگری ببرد!!

هم‌چنین نوشته‏اند: هنگامی که اسیران اهل بیت(علیهم السلام) را وارد کوفه کردند، مرد و زن به حال آنان گریه می‏کردند. امام سجاد(علیه السلام) ـ که سخت شگفت زده شده بود ـ فرمود: اگر اینان بر ما گریه می‏کنند پس چه کسی ما را کشت.

همان‏ها بودند که از عبدالله بن عمر درباره حکم خون پشه سؤال کردند که اگر بر لباس بود پاک یا نجس است، در پاسخ آنان گفت: ببینید از من درباره خون پشه می‏پرسید، در حالی که فرزند پیامبر خدا را کشتند در حالی که درباره او و برادرش شنیدم که پیامبر می‏فرمود: «هما ریحانتان من الدنیا».

2. پیمان شکنی:

دومین صفتی که مردم کوفه به آن مشهور و معروف گشته بودند، صفت ناپسند و زشت عهد و پیمان شکنی و عدم وفا به تعهدات خویش است.

این روش را همگان می‏دانستند. در تاریخ می‏خوانیم که آنان به علی(ع) خیانت کردند، همچنین به امام حسن مجتبی و امام حسین و پس از او به زید بن علی و هم‌چنین به هر رهبری که قیامی را هدایت می‏کرد، خیانت کردند.

از این‌رو بازدارندگان، به امام حسین گفتند: شما پیمان شکنی و خیانت کوفیان را نسبت به پدر و برادرت دیده‏ای، مبادا فریب آنها را بخوری. داود بن علی هم به زید بن علی گفت: ای عموزاده اینان فریبت ندهند، آیا اینها به کسی که عزیزتر از تو در نزدشان بود (جدّت علی) خیانت نکردند تا این که کشته شد؟ و آیا با حسن بن علی پس از او نخست بیعت نکردند و سپس بر او هجوم برده و عبا از دوشش کشیده و وسائل درون خیمه‏اش را غارت کردند و زخمی‌اش نمودند؟! آیا جدّت امام حسین را فرا نخواندند و از مدینه و مکه بیرون نیاوردند و به او پیمان‏های سختی ندادند، امّا در نهایت به او خیانت کرده و راضی نشدند تا این‌که او را به قتل رساندند؟

3. زودباوری در جنگ‏های روانی:

زودباوری مردم کوفه و فریب خوردن در جنگ‏های روانی که گاهی علیه آن‏ها به کار برده می‏شد یکی از صفات ناپسند و علل ضعف و بی‏ارادگی آنها به شمار می‏رفت که دشمن از همین نقطه ضعف استفاده می‏کرد و به اهداف سیاسی خود می‏رسید البته در طول تاریخ موارد بسیاری به ثبت رسیده است.

4. نداشتن آزادی عمل و استقلال فکری:

از جمله عواملی که مردم کوفه را بر آن داشت تا با امام حسین(علیه السلام) بجنگند، این بود که مردم کوفه از یک بلوغ فکری و استقلال ـ در تصمیم‏گیری ـ برخوردار نبودند، زیرا شهر کوفه پس از تأسیس آن در سال 20 هجری، محل اسکان قبائل، گروه‏ها، ملیّت‏ها، مذاهب و ادیان گوناگونی بود که همین ناهماهنگی و یک دست نبودن مردم سبب شد تا هر قبیله‏ای برای خود و هم پیمانانش شرایط خاصی اعمال کند.

علاوه بر این غیر از مسلمانان همانند یهودیان و نصاری نیز در این شهر زندگی می‏کردند. با این بیان در جای جای شهر کوفه قبیله‏ای استقرار یافته و برای خود حکومتی قبیله‏ای برقرار ساخته بود که هیچ‏گاه با هم هماهنگ نبودند. لذا با کنار آمدن رئیس قبیله با حکومت و یا یک جریان فکری دیگر، افراد آن قبیله و هم‏پیمانان مجبور بودند، که همراه او باشند.

در نتیجه باید گفت این قبایل و مردمی که هر یک از جایی آمده بودند، اگرچه در ظاهر در کنار یکدیگر می‏زیستند، امّا (به فرموده امیرمؤمنان) با اهواء و گرایش‏های گوناگون جدا از یکدیگر بودند و با اعمال فشار حکومت قبیله‏ای به حکم اجبار راهی کربلا می‏شدند.

دومین عاملی که باعث شد مردم کوفه برای جنگ با امام حسین(علیه السلام) بسیج شوند، اقدامات سریع حکومت غاصبانه بنی‏امیه بود که با در نظر گرفتن شرایط جدید حاکمِ بر کوفه و عزل فرماندار سابق و آمدن فرماندار جدید بود. عبیدالله بن زیاد برای مهار انتفاضه و قیام مردم و تسلّط کامل بر شهر و مردم کوفه، اقداماتی به عمل آورد که از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. ایجاد رعب و وحشت:

عبیدالله با کشتن افراد بی‏گناه و کشیدن آن‏ها در کوچه و بازار و هم‌چنین با دار زدن افراد و آویزان کردن آنها در اماکن عمومی و یا انداختن افراد از بالای قصر دارالاماره، سخت مردم را به وحشت انداخت؛ مثلاً با کشتن مسلم بن عقیل (نماینده امام حسین علیه السلام) و هانی بن عروه و کشاندن این دو چهره بزرگ و انقلابی در کوچه و بازار کوفه و هم چنین انداختن نماینده دیگر امام حسین(علیه السلام) به نام قیس بن مسهر صیداوی، این جوّ خفقان‏آمیز را در کوفه به وجود آورد.

از این رو، ترس و وحشت مردم به جایی رسیده بود که کسی حاضر به دفاع از او نشد و به دستور عبیدالله در انظار عمومی در سن 89 سالگی گردنش را زدند و وی را به شهادت رساندند. او با ایجاد این رعب و وحشت در بین مردم توانست به موقع از این حربه استفاده نماید و مردم را ـ پس از ورود امام حسین(علیه السلام) به کربلا ـ جهت جنگ با امام حسین(علیه السلام) بسیج کند.

نتیجه این کار این شد که افراد ضعیف‏النفس و بی‏اراده و یا مزدورانی که از دیگران پیروی می‏کردند و از خود هیچ اراده‏ای نداشتند، راهی جز رفتن به کربلا و جنگیدن با امام حسین نداشته باشند، زیرا نه می‏توانستند در کوفه بمانند و نه می‏توانستند اراده‏ای از خود نشان داده پا به فرار بگذارند.

2. دست‏گیری هواداران امام حسین(علیه السلام):

با فروکش کردن قیام مردم کوفه، عبیدالله دستور داد تا سران شورش و تمام هواداران امام حسین(علیه السلام) را تحت تعقیب قرار دهند. از آن عده افرادی که تا دیروز به خاطر مصالح خود در کنار انقلابیون بوده و امروز در کنار عبیدالله قرار گرفته بودند کمال استفاده را برده و با کمک مزدوران عبیدالله خانه به خانه برای دستگیری انقلابیون بشتابند.

عبیدالله با چنین اقدامی بر بیشتر انقلابیون و هواداران دست یافته و راهی سیاه چال‏ها نمود.

اگر این آمار درست باشد باید گفت که عبیدالله تقریبا بر دو سوم بیعت کنندگان با مسلم ـ که از هواداران امام حسین(علیه السلام) بودند ـ دست یافته و آنها را راهی زندان‏ها و شکنجه‏گاه‏ها کرد که اگر آن‏ها به زندان نمی‏افتادند، چه بسا کوفه در موقع حضور امام حسین(علیه السلام) شکل دیگری به خود می‏گرفت و یا لااقل برای امام یاران بیشتری از کوفه بسیج می‏شدند.

3. تطمیع مردم به پول، مقام، جایزه:

سومین عاملی که باعث شد تا مردم برای رفتن به کربلا و مقابله و رویارویی با امام حسین انگیزه پیدا کنند، پول‏ها و وعده پست‏ها و مقام‌هایی بود که از سوی عبیدالله به مردم ـ به ویژه اعیان و شخصیت‏های کوفه ـ داده شد. آن پول‏ها، آن قدر مردم را شتاب زده کرد که برای دریافت آن بر یک دیگر پیشی می‏گرفتند!! هم چنین برای دریافت آن پست‏ها به گونه‏ای مست و «لایعقل» گردیده بودند که آزادی فکر و اندیشه از عواقب امر را از آن‏ها گرفته بود. بدین جهت این وعده‏ها بسیار کارساز بود؛ اگرچه برای بسیاری از آن‏ها جز ضرر و زیان، سود دیگری نداشت.

از جمله افرادی که سخت شیفته قدرت و مقام شد عمر بن سعد بود. وی به خاطر از دست ندادن حکومت «ری» آماده چنین کاری شد.

هم چنین شمر بن ذی الجوشن و آن ده نفری که بدن امام حسین را زیر سم اسب گرفتند در انتظار جایزه از عبیدالله بن زیاد و یزید بن معاویه بودند.

به هر حال حضور یافتگان در کربلا دو دسته بودند:

دسته اول کسانی بودند که به کمک امام حسین شتافته و علی رغم این که راه‏ها به شدت کنترل می‏شد ـ تا نیروی کمکی برای امام از کوفه خارج نشود ـ امّا چهره‏های محترم و سرشناسی همانند: حبیب بن مظاهر اسدی، انس بن حارث کاهلی، مسلم بن عوسجه، رافع بن عبدالله، مسلم بن کثیر ازدی، زهیر بن سلیم ازدی، جابر بن الحجاج، نعمان بن عمرو ازدی، حلاس بن عمرو ازدی و عدّه دیگری از کوفیان در کربلا حضور یافته و به شهادت رسیدند.

دسته دوم کسانی بودند که به قصد جنگ با امام حسین به کربلا رفتند و این دسته چند گروه بودند:

1. گروهی از همان ابتدا چنین هدفی داشتند، امّا وقتی به کربلا رسیدند تغییر موضع داده و در کنار امام حسین قرار گرفتند و به شهادت رسیدند همانند: جوین بن مالک بن قیس، قاسم بن ابی حبیب ازدی، مسعود بن الحجاج، عبدالرحمن بن مسعود بن الحجاج تمیمی و ضرغامة بن مالک.

2. برخی هم از ترس عبیدالله، با سپاه عمر بن سعد از کوفه بیرون آمدند ولی در بین راه پا به فرار گذاشتند.

3. سومین گروه، هواداران حزب اموی بودند همانند: عمربن سعد، شمر بن ذی الجوشن، حصین بن نمیر، شبث بن ربعی، عزرة بن قیس، عمرو بن الحجاج زبیدی، حجار بن أبجر، زجر بن قیس و...

لذا هر یک از اینها فرماندهی گروه زیادی از لشکر عمر بن سعد را به عهده گرفته بودند.

4. عده‏ای هم از دشمنان اهل بیت بودند که قصد انتقام از خاندان پیامبر(صلی الله علیه واله) و امیرمؤمنان را داشتند.

5. دسته‏ای نیز جزء مرعوب شدگان سیاست عبیدالله بودند که اجبارا یا اختیارا برای جنگ با امام حسین بسیج شده و برای این که پرونده سیاهی برای آنان تشکیل نشود حاضر به رفتن کربلا شدند. توده مرمد جزء این گروه بودند.

6. گروه دیگر افراد غافل و بی‏خبری بودند که نه شخصیت اهل بیت ـ خاصه امام حسین ـ را درک کرده بودند و نه از کفر خلیفه جدید خبری داشتند و از سوی دیگر با تبلیغات سوء علیه امام حسین ـ که وی بر ضد خلیفه مسلمانان قیام نموده و از دین خروج کرده ـ با این انگیزه در کربلا شرکت جستند. چنان چه می‏خوانیم که عمرو بن الحجاج برای تحریک مردم به جنگ با امام حسین در روز عاشورا فریاد می‏زد: قاتلوا من مرق عن الدین و فارق الجماعة؛ بجنگید با کسی که از دین خدا برگشته و از صف مسلمانان بیرون رفته است و امام نیز در پاسخ این شخص فرومایه فرمود: وای بر تو ای عمرو! آیا مردم را به این بهانه و اتهام که ما از دین خدا خارج شده‏ایم به جنگ و ریختن خون ما تشویق و ترغیب می‏کنی؟! آیا ما از دین خدا خارج گردیده‏ایم ولی تو ـ که حق را از باطل نشناختی ـ در دین خدا پا برجا هستی؟! نه، هرگز چنین نیست، روزی که روح مان از تن ما جدا گردید، خواهید فهمید که چه کسی سزاوار آتش است.

اوصاف لشکر ابن سعد از زبان امام:

اگرچه از نظر تاریخ روشن است که مردم کوفه افرادی پیمان شکن و بی‏وفا بوده‏اند، امّا باید دید آنان که این حادثه تلخ و این فاجعه بزرگ را به وجود آوردند چه کسانی بودند؟

جواب این پرسش‏ها را باید از زبان امام شنید که سپاه عمر بن سعد، نه آزادمرد بودند و نه مسلمان. نه دارای عاطفه بودند و نه وجدان، چرا که اگر مسلمان بودند هرگز با محبوب رسول خدا نمی‏جنگیدند و اگر آزاد بودند به عاقبت امر می‏اندیشیدند و اگر عاطفه داشتند این همه وحشی گری را در کربلا نسبت به خاندان وحی و رسالت روا نمی‏داشتند. عجب این جاست که در این مردم هیچ چیز اثر نگذاشت، نه موعظه، نه کلام خدا و نه سخنی از پیامبر(صلی الله علیه واله).

جالب این است که هیچ کس به اندازه امام آنها را نشناخت و به معرفی چهره آنان نپرداخت.

در سخنانی که روز عاشورا ایراد کردند با این که می‏دانست هرگز با موعظه و هشدار تغییر مسیر نخواهند داد، کوفیان را این چنین توصیف کرد:

«ای پیروان آل ابی سفیان و پیروان شیطان، مسخ شدگان، فاسقان، ظالمان، سفیهان، منافقان، قاتلان فرزندان پیامبران، اذیت کنندگان مؤمنان، قاتلان فرزندان بدریان، قاتلان مؤمنان، خبیثان، فرزندان حرام، فرومایگان، ظاهرکنندگان فساد روی زمین، باطل کنندگان حدود خدا، خورندگان اموال فقرا و مساکین، بردگان امت، شاربان خمر شکم‏های انباشته از حرام، و...»

با توجه به توصیف امام درباره اوصاف ناپسند مردم کوفه ـ به ویژه حضور یافته گان در لشکر عمر سعد ـ علّت جنگ کوفیان با امام حسین(علیه السلام) در کربلا به خوبی روشن می‏گردد.

و در پایان باید با این دعا که فرازی از زیارت شریف عاشوراست از خدا بخواهیم: "اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ".

پی نوشتها:

1. منتهی الآمال

2. لهوف سیدبن طاووس

3. در کربلا چه گذشت؟

4. بحارالانوار

5. ابن عساکر

6. حیاة الامام الحسین

7. ارشاد مفید

8. زندگانی امام الحسین(ع)

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 
پربحث ترین
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© اندیشه ها1389-1394
طراحی و اجرا: خبرافزار