تماس با ما   |  پیوندها   |  درباره ما   |  RSS   |  جستجوی پیشرفته  
  صفحه اول     ارسال خبر به اندیشه ها     خبرنامه پیامکی  
یکشنبه، 3 تیر 1397 - 01:01   
 
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها
 
 آخرین مطالب
  نامه تندمطهری به رسانه‌ملی:لغوحضور پویول نشانه حکومت ملوک‌الطوایفی درصداوسیما یافرمانبری ازبیرون است
  میرسلیم: سندی درباره وابستگی بنی صدر به بیگانگان نیافته‌ام
  نماینده مجلس: درست نیست که عده‌ای بگویند رهبری با اف‌ای‌تی‌‌اف و لایحه مبارزه باتروریسم مخالفند
  انتشار کتاب علیه روحانی در فضای مجازی
  خبر خوب در اردوی تیم ملی؛ مصدومیت حاج‌صفی جدی نیست
  یک مناظره ایرانی-عربی دربارۀ یمن
  نرخ تورم دهک‌های مختلف در خردادماه/ قیمت کدام کالاها کم شد؟
  مشایخ: داعش اقتصادی ستون‌های اقتصاد کشور را نشانه رفته است
  روایت نوازندهٔ زن ایرانی در روسیه از فوتبال تا موسیقی
  رقابت کمدی‌ها با فوتبال
  کمپین «نه به خرید» جلوی دلالان می‌ایستد؟
  ابتکار: نامه درخواست مذاکره با آمریکا مخفی نبود
  حاشیه‌ای بر ماجرای بازپس‌گیری ویلای سرلشگر فیروزآبادی
  در کدام کشورها حجاب اجباری است؟
  کواکبیان:عده‌ای می‌خواهند دوباره تحریم‌ها برگردد تا امثال بابک زنجانی پول نفت را ببرند
  سرنوشت حزب لاریجانی چه شد؟
  سلیمی‌نمین: تفکیک وزارتخانه‌ها اتلاف انرژی است/ با وعده دادن ذهنیت جامعه به دولت عوض نمی‌شود
  آیت‌الله مکارم‌شیرازی: طرفداران مذاکره با آمریکا می‌خواهند اسرائیل را به رسمیت بشناسند؟
  زنگنه درمصاحبه با سی‌ان‌ان:مردم ایران ممکن است نارضایتی داشته باشند،اما آمریکا قادربه‌تغییرنظام نیست
  چقدر پاس‎کاری مشکلات؛ بالاخره کی به فکر مردم است؟
ادامه آخرین مطالب
 
 بزرگان
- اندازه متن: + -  کد خبر: 87368صفحه نخست » آخرین اخباریکشنبه، 20 خرداد 1397 - 15:09
مریم نوابی‌نژاد: هزار داستان درمان است نه روایت درد
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها: فرهنگ > تلویزیون - مریم نوابی‌نژاد که برنامه «هزار داستان» ماه رمضان امسال هم با طراحی و کارگردانی او روی آنتن شبکه نسیم می‌رود می‌گوید داستان‌های برنامه‌اش هر کدام در دل خودشان تازگی دارند و همین برنامه را متفاوت می‌کند.
  
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها: بازخوردهایم از خوب بودن برنامه را از مردم می‌گیرم | چیزی را به مهمان‌ها دیکته نمی‌کنیم به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سری جدید برنامه «هزار داستان» از ابتدای ماه رمضان امسال هر شب روی آنتن شبکه نسیم رفته تا مخاطبان بار دیگر بیننده قصه‌های اجتماعی باشند که مریم نوابی‌نژاد طراح و کارگردان این برنامه آنها را از شهرها و نقاط مختلف کشور پیدا می‌کند و آنها را مقابل دوربین برنامه می‌نشاند. نوابی‌نژاد از برنامه امسال راضی است و می‌گوید اولین تجربه مستقل کاری را بدون اینکه بخواهد زیر سایه کسی باشد در «هزار داستان» امسال پشت سر گذاشته است. او به عنوان طراح این برنامه تغییراتی را هم در قسمت‌هایی که تا به الان روی آنتن رفته ایجاد کرده است. جزئیات بیشتر این برنامه، تغییرات آن و روندی که «هزار داستان» از ابتدا تا به الان را داشته در گفت‌وگویی که نوابی‌نژاد در کافه خبر انجام دادیم را می‌توانید در ادامه بخوانید.نکته‌ای که درباره همه برنامه‌های تلویزیون می‌تواند وجود داشته باشد این است که وقتی یک برنامه قرار است ادامه‌دار شود و مدت زمان بیشتری روی آنتن باشد باید بتواند تغییر و تحولی در ساختار و محتوایش ایجاد کند که برای مخاطب تکراری نشود. «هزار داستان» زمان تقریبا زیادی است که از شبکه نسیم پخش می‌شود، به عنوان طراح و کارگردان این برنامه چه راهکارهایی را داشتید که این برنامه تکراری نشود و ویژه‌ برنامه‌ای که ماه رمضان امسال پخش می‌شود برای بیننده همچنان تازگی داشته باشد؟ «هزار داستان» یک برنامه کاملا اجتماعی است، اگر برنامه‌های دیگر داعیه اجتماعی بودن را دارند ما می‌توانیم ادعا کنیم خیلی بیشتر از بقیه اجتماعی هستیم، به این دلیل اینکه این برنامه ، همه طیف‌ها و آدم‌ها، همه شهرها و همه شغل‌ها و دغدغه‌ها و اتفاقات اجتماعی را در برگرفته است. ما از سال گذشته که برنامه را آغاز کردیم تا الان 120 قسمت ضبط کردیم، 120 قسمتی که بعضا برخی روزها سه موضوع به هم پیوسته داشت. در واقع حدود 300-400 داستان روایت کردیم، داستان‌هایی که نه از سر ناچاری یا پر کردن وقت، که دغدغه‌مان بوده و هست. این داستان‌ها در خودشان تازگی دارند. زاویه نگاه و ورود به هر داستانی هم با هم تفاوت دارد، ضمن اینکه داستان شبیه هر دو آدمی هم با دیگری فرق می‌کند. نوع پردازش ما در این سری (ماه رمضان) هم متفاوت شد، من در دو سری قبل با آقای فواد صفاریان‌پور کار می‌کردم اما این سری ایشان رفتند و من خودم کارگردانی برنامه را برعهده گرفتم چون احساس می‌کردم در این موضوعات نباید قید و بند بگذاریم ، نباد یک متنی را بنویسیم و دست هنرمندان بدهیم که از رو بخوانند، نباید آن مجری که نخ بین برنامه‌هاست و ثابت است خیلی اتوکشیده و جدی باشد. احساس می‌کردم یک جریان نرم، صمیمی و خودمانی باید اتفاق بیفتد و این کار را در این سری انجام دادیم و از آقای اردشیر رستمی دعوت کردیم. اردشیر رستمی خیلی سریع با برنامه و فضای آن یکی شد و اصلا حضورش به عقیده من و دوستانم از برنامه بیرون نمی‌زند. ضمن اینکه قرار نیست بیاید اول و آخر برنامه چیزی بگوید، قرار است بین تماشاچی‌ها بنشیند و اگر جایی او هم حرفی یا سوالی دارد بپرسد. ما هم از قبل به او نمی‌گوییم مثلا در برنامه امروز این سه نکته را بگو. یعنی همه چیز بداهه پیش می‌رود؟ بله، البته موضوع هر روز را با هم مرور می کنیم اما درر ادامه باید ببینیم چه پیش می‌آید. حتی در سری قبل ما موضوع برنامه را به میزبان ها می‌گفتیم اما این سری نگذاشتم متوجه موضوع برنامه شوند، خیلی وقت‌ها حیرت میزبان از قصه‌، برنامه را جذاب‌تر می‌کند. هم برای میزبان هم برای مخاطب ، شاید در سی برنامه‌ای که در سری سوم برای ماه رمضان تولید کردیم تعداد اندکی از میزبان‌ها بودند که با اکراه آمدند و اولش کمی گنگ بودند چون اطلاعات زیادی هم درباره ی مهمان شان نداشتند با این که سری قبل را دیده بودند ، اما بعد که در فضای برنامه قرار گرفتند نظرشان کاملا تغییر کرد و حتی می‌گفتند بعد از این برای هر قصه دیگری هم که بخواهید، می‌آییم. ما از بطن داستان و ادبیات آمده ایم و تا چفت و بست داستان‌ها درست نباشد نمی‌پذیریم که بخواهیم در برنامه آن را روایت کنیم ، فکر می کنم دلیل اصلی استقبال میزبان‌ها و مخاطبین از برنامه هم همین بوده است. حالا که قسمت‌های بیشتری از «هزار داستان» روی آنتن رفته، فکر نمی‌کنید اگر این برنامه از یکی از شبکه‌های همه‌گیرتر پخش می‌شد مخاطب بیشتری پیدا می‌کرد؟ ما هیاهو و حاشیه ایجاد نکردیم، من خودم سال ها روزنامه‌نگار بودم ، تیترزدن را بلدم ، یعنی بلدم از دل یک اتفاق معمولی تیتری دربیاورم که همه آن را بخوانند. ولی احساس می‌کنم برنامه ای که درست تعریف شده باشد ، قطعا مخاطب واقعی اش را پیدا می کند ، در واقع با توجه به بازخوردها به این نتیجه رسیدیم. امسال ساعت پخش ما به بعد از افطار افتاد و ابتدا هم دو بار بازپخش داشتیم اما به دلیل استقبال مخاطبان به سه بار افزایش پیدا کرد. ما فیدبک‌هایمان را از مردم می‌گیریم، مثلا وقتی زنگ می‌زنیم زاهدان برای اتفاقی و طرف می‌گوید برنامه‌مان را دیده برای ما قوت قلب و باارزش است. قبول داریم برنامه ما اگر بیشتر دیده می‌شد الان به قول معروف ترکانده بود اما نه به هرقیمتی، ضمن این که نسیم به زعم خیلی ها شبکه بسیار خوبی است، برای تمام قشرها و سلیقه ها برنامه دارد و شبکه پویایی است که به درستی عمل می‌کند. ضمن اینکه کار کردن در نسیم برای مان راحت‌تر است. با تیم دکتر احسانی (مدیر شبکه نسیم) هم خیلی هماهنگ هستیم ، خیلی هم ما را می‌فهمند. آقای فرحانی هم (تهیه‌کننده برنامه) که بزرگترین شانس کاری من بوده و هست ، ایشان کاملا هدف من را فهمیدند، خیلی جاها طرح برنامه را می‌بردم و خیلی‌ها فکر می‌کردند می‌خواهم ادای برنامه ی دیگری را دربیاورم، در صورتیکه قصه‌های اجتماعی همیشه دغدغه ی من بوده ، شاهدش هم سابقه 20 سال کار مطبوعاتی در این زمینه و قبل از کار تلویزیون من است. میزبا‌ن‌هایتان را که چهره‌ها هستند بر اساس مهمان‌ها و قصه‌ای که قرار است روایت شود انتخاب می‌کنید؟ خیلی وقت‌ها این اتفاق می‌افتد، میزبان‌های ما یا باید قصه‌گوی خوبی باشند مثل مریم سعادت، یا باید اجرای خوبی داشته باشند مثل میثاقی یا سپند امیرسلیمانی و .... یا یک ربطی به موضوع ما داشته باشند. در بین برنامه‌هایی که داشتیم اتفاق های جالبی هم افتاد، خانم پروانه معصومی را دعوت کردیم، ایشان عضو انجمن اهدای عضو هستند، ما به ایشان گفتیم که مثلا فلان روز موضوع‌مان اهدای عضو است. ایشان هم گفتند خیلی این موضوع را دوست دارند و حتما می‌آیند. شب قبلش یک کاری برایشان پیش آمد و زنگ زدند گفتند که نمی‌توانند آن روز بیایند و یک روز دیگر می‌آیند. مسئول هماهنگی مهمان‌های ما به ایشان گفتند که پنج‌شنبه باید با یک موضوع دیگر برویم. خانم معصومی فکر کرده بودند که ما یک ویژه‌برنامه راجع به پیوند اعضا هستیم که همه موضوعات برنامه‌مان هم در همین ارتباط است. ما هم چون برای مهمان‌هایمان که از شهرستان می‌آیند بلیت می‌‌گیریم دیگر نمی‌توانیم روز حضورشان را جا به جا کنیم. در نهایت خانم معصومی آمدند و وقتی برای ضبط رفتیم ایشان گفتند موضوع پیوند است و من گفتم نه موضوع دیگری داریم، ایشان گفتند به من گفته بودید موضوع پیوند است و من موضوع دیگری را اجرا نمی کنم. برایشان توضیح دادم و قول دادم اگر برنامه ضبط شد و مورد قبول ایشان نبود آن را اصلا پخش نمی‌کنیم. داستان اول را که رفتیم از برخوردشان متوجه شدم که خوششان آمده. مهمان دوم که آمد خانم معصومی چند دقیقه مات و مبهوت ماندند، ایمان مهمان دوم برنامه ، دستیار کارگردان سریالی بود که خانم معصومی در حال حاضر در آن بازی می‌کنند، یک جوان فعال مبتلا به بیماری " ای بی " که خانم معصومی همیشه دوست داشته از او خیلی چیزها بپرسد . آخر برنامه هم خانم معصومی گفتند که هر موقع دیگر که برنامه بخواهد با هر موضوعی من حاضرم که بیایم. این برای من خیلی باارزش است و احساس می‌کنم مزدم را همانجا می‌گیرم. دوری از شعاری شدن هر برنامه‌ای سخت است، آن هم برنامه‌هایی که موضوعات اجتماعی را دستمایه قرار می‌دهند. حتی شاید پذیرش این موضوع که شما تلاش می‌کنید برنامه شعاری نشود هم برای مخاطب سخت است. شما چکار کردید که برنامه به دام این مسئله گرفتار نشود؟ ما اجازه دادیم هر چیزی روی صحنه خودش اتفاق بیفتد، نکته خیلی مهمی که وجود دارد این است که ما هیچ وقت داستان را تحریف نمی‌کنیم، در خیلی از برنامه‌ها دستکاری داستان را می‌بینم به دلیل تجربه‌ای که دارم متوجه می‌شوم که الان به مهمان گفتند این را بگو، اینجای داستان فلان موقع این را بگو و از این موارد. ما هیچ نکته‌ای را به مهمان و میزبانمان دیکته نمی‌کنیم. می‌خواهیم همه چیز در لحظه اتفاق بیفتد که خوشبختانه صمیمیت برنامه این ادعا را ثابت می کند. این سری شما خودتان کارگردانی مجموعه را هم برعهده گرفتید، این قضیه چقدر در تغییر روند برنامه تاثیر داشت؟ با اینکه بار بیشتری بر دوشم بود اما شیرین‌تر و به خودم نزدیکتر بود. دیگر قرار نبود کسی را قانع کنم، بجنگم. می‌دانستم چه داده‌ها و چه ظرفی دارم و حالا باید اجازه می‌دادم همه چیز خودش اتفاق بیفتد. من می‌دانم که اصل داستان درست است، یکسری بداهه‌ها اتفاق می‌افتد که ماجرا را خیلی شیرین‌تر می‌کند. روند برنامه به شکلی است که غالبا زیر دو یا حتی سه مهمان در یک روز دعوت نمی‌کنیم که اگر اتفاقی افتاد دستمان باز باشد اما خیلی وقت‌ها بوده که به دلیل کشش داستان می‌توانستیم با همان یک مهمان هم تمام کنیم و همین کار را هم کرده ایم مثل داستان بهرام که در سی سالگی کاشت حلزون انجام داده بود و جهان را طور دیگری می دید. در نتیجه محدودیتی وجود ندارد و از یک تا سه داستان را در هر برنامه می شود روایت کرد. مهمترین نکته‌ای که درباره «هزار داستان» وجود دارد و شاید برنامه را درگیر حاشیه کند، مقایسه با برنامه دیگری به اسم «ماه عسل» است. این قضیه در کارتان چقدر تاثیر می‌گذارد؟ من از سال ٨٨ که درست همان سال بولد شدن برنامه ماه عسل بود تا سال ٩٤ یعنی سال های اوج این برنامه سوژه پردازش بودم . آن موقع که باب نشده بود ادم های عادی که قصه ای داشتند به برنامه های تلویزیونی و آن هم زنده بیایند، این حرف و سوال شما مثل این است که بگوییم فلان خبرگزاری سرویس اجتماعی دارد شما می خواهید چه کار؟ در حالی که هر رسانه ای باید به موضوعات اجتماعی بپردازد و مگر موضوعات اجتماعی ما فقط سی تا در سال هستند که آن هم باید مختص به برنامه ی خاصی در شبکه ای خاص باشد؟ با این حال در هزارداستان ، خدا را شکر همه سوژه‌ها ، عاقبت به خیر هستند. عاقبت به خیری که حال خوشش نمایان می‌شود. ضمن اینکه آنقدر قصه‌های اجتماعی خوبی داریم که تا ساعت‌ها بیننده را به فکر وا می‌دارند. ما خیلی از مثال‌های خوب خالی شدیم و برعکس پر شدیم از مثال‌های تکراری. در حالی که حرف های زیادی برای گفتن داریم که هنوز نگفته مانده اند، ما می‌گوییم در روزگاری که همه چیز به ظاهر تلخ است و خبرهای بد خیلی بولد می‌شود، باید کاری کنیم تا حالمان خوب‌تر شود و تلاش می‌کنیم تا این اتفاق بیفتد. همین باعث می‌شود تا من دین اجتماعی خودم را نسبت به کاری که بلدم ادا کنم. فکر می کنید روایت این داستان ها در هزارداستان کارآمد هم هست مثلا باعث تغییر نگرشی در جامعه بشود؟ ببینید اگر «هزار داستان» کارآمد نبود بعد از پخش برنامه ی پیوند قلب در کودکان دکتر مهدوی از بیمارستان شریعتی تماس نمی گرفتند که بگویند امار پیوند در بچه ها بعد از پخش برنامه ی شما به اندازه ی سه سال گذشته در چند ماه افزایش یافته، یا اقای عابدشاهی که دو بچه ی مشکل دار را به فرزندی قبول کرده بودند با این که خودشان یک فرزند داشتند زنگ نمی زدند که بگویند حدود شصت هفتاد خانواده به ایشان مراجعه کرده اند و بچه هایی را با مشکلات جسمی به فرزندی قبول کرده اند و حتی همین چند روز پیش که دکتر تولایی بعد از پخش برنامه شان زنک نمی زدند و نمی گفتند که تعداد زیادی از خانواده های مفقودالاثرها برای آزمایش در بانک دی ان ای اعلام امادگی کرده اند این ها همه از برکت های وجود برنامه ای است که می خواهد به دور از شعارزدگی وجه دیگری از آدم ها و قصه هایشان را نشان بدهد که تاثیرگزارند. روایت قصه‌های اجتماعی چند سالی است در «ماه عسل» وجود دارد، در برنامه‌های روتین دیگر هم کمابیش شاهد این روایت‌ها هستیم. به نظرتان مردم تا چه زمانی راغب هستند که این داستان‌ها را بشنوند؟ شعار من این است که «هزار داستان» درمان‌ اجتماعی است نه روایت دردهای اجتماعی. مثل این است که بگویید سینما همه موضوعات را ساخته و به آن ها پرداخته چرا باید فیلم جدید ساخته شود؟ یا روزنامه ها این همه خبر نوشته اند دیگر بس است، جامعه در حال تغییر و اتفاق های تازه است و قصه های اجتماعی بسیاری مانده که باید به آن ها بپردازیم و یکسری امید ها و انگیزه ها و حتی مسائل و مشکلات را باید آنقدر تکرار کنیم تا به سرآغاز تازه ای برسیم، ما در هزارداستان برای اولین بار پای صحبت کولبر نشستیم، از شهدای بهزیستی گفتیم ، قصه‌ دختر 26 ساله‌ای را گفتیم که به بچه‌های کوره پز خانه می‌گوید نمی‌خواهم کار کنید، بعد می‌رود و برایشان معلم می‌برد و آنها را زیر پوشش خودش قرار می‌دهد. این آدم می‌توانست زندگی راحت‌تری داشته باشد اما پانصد بچه را از کوره پزخانه دور کرده ...فکرش را بکنید! یا مادری که خودش بچه ی کم شنوایی داشته و با هزار جور مصیبت دخترش را به سطح بچه های عادی می رساند بعد به همسرش می گوید حیف است این تجربه را به کودک کم شنوای دیگری انتقال ندهیم و می روند و یک فرزند با این مشخصات به فرزند خواندگی قبول می کنند ...کجای این مثال ها تکراری است؟
   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
پربحث ترین
 
 پایگاه های دیگر
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© اندیشه ها1389-1394
طراحی و اجرا: خبرافزار